پدر غایب

* در سفر چند روز گذشته، وقتی بعد از یک سربالایی تند به یال رسیدیم و به طرف پایین به راه افتادیم به جلوی گروه رفتم تا میدان دیدم فقط با مناظر طبیعی زینت داده شده باشه و بچه های گروه جلوم نباشند و لذتم تکمیل بشه. پشت سرم، یکی از افرودیت های گروه با دخترکی 19 ساله می امدند و نخواسته صحبت هاشون رو می شنیدم. افرودیت 27-28ساله داشت درس زندگی به دخترک می داد که: "توی رابطه دوستی، پسرها رو باید تشنه نگهداشت و کاری کنی که دنبالت بدوند و هر کاری برات انجام بدند و افسار احساسات اشون رو دستت بگیری." اول خنده ام گرفته بود از این طرز فکری که دخترک به پسران و دوست پسرش داشت ولی بعد دیدم واقعا زیاد شدند پسران دوره های کنونی که چنین رابطه ای می خواهند و اینه که از دیدن خدماتی که در طی سفر دوست پسرک هرمس تایپش به این دختر لوند می داد تعجبی نکردم. یادم نیست کجا از اقای رضایی شنیدم که در جواب دختری که می گفت پسران امروزی تعداد زیادی هرمس بی تعهدند گفتند "واقعا چنینه و تعداد هرمس ها و تمایل به بی تعهدی  زیاد شده که ناشی از پدر غایب برای بچه های دوره 50 و 60 و 70 است. پدری که یا در جنگ یا با مشغولیت با کارش در خونه غایب بوده و پسر به دلیل این غیبت تعهد و مسئولیت رو یاد نگرفته و اگه روی خودش کار نکرده باشه خامیش باقی خواهد ماند!

** دارم سعی می کنم این روزا ترس و عواطفم رو نشون بدم اما بعضی وقت ها ناخوداگاه به افراط کشیده می شه. مثلا در گذر از راه مالرویی که با اب بارون شسته شده بود این بار فوبیام از ارتفاع با شدت بیشتری به هم هجوم اورد و دیگه هیچ حرکتی نمی تونستم انجام بدم و قفل شده بودم تا اینکه کسی اومد و ردم کرد. قبلا ترسم رو بروز نمی دادم و به هر بدبختی که بود سعی می کردم رد بشم. بامزه است بعضی از بچه های قدیمی فکر می کنند دارم مسخره بازی در می یارم و ترسم رو باور نمی کنند.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها :