سفر به استانبول

سه روز و سه شب دوست داشتنی در استانبول، شهر فوق العاده زیبایی که عاشقش شدم. با تورهای لحظه آخری در عرض یک روز تصمیم گرفتم و با داداش کوچیکمه عازم این شهر دوست داشتنی شدم. هوا دو روز اول نیمه ابری و خنک و روز سوم بارانی بود که با متغیر بودن لحظه ایش ما رو شگفت زده می کرد. روز اول بعد از یک خواب دلچسب در هتل به راه افتادیم. از اول قصدمون بر این بود که از تاکسی استفاده نکنیم چون از بی انصافی تاکسی ران ها شنیده بودیم و نمی خواستیم هزینه اضافی رو متحمل بشیم. به محل تراموایی که کمی بالاتر از هتلمون در منطقع آکسارای بود رفتیم. کمی گیج می زدیم ولی بالاخره فهمیدیم که باید با 2 لیر ژتون از دستگاه بگیریم تا بتونیم داخل ایستگاه بشیم. در داخل تراموا با کمک خانمی ایرانی کارت مترو گرفتیم و شارژ کردیم که این چند روز راحت باشیم. (خود کارت 7 لیر + 10 لیر شارژ که در اخر سفر کارت رو دادیم و 4 لیر پس گرفتیم، هر استفاده از کارت برای تراموا یا مترو 1.75 لیر بود اگه ژتون می خریدم 2 لیر در می اومد) و اول از میدان تقسیم و خیابان معروفش استقلال شروع کردیم. سبک خونه ها و خیابان های این منطقه که به منطقه اروپایی جدید معروفه فوق العاده دلنوازه و از همه چشم نوازتر کافه های زیبایی بود که در تمام خیابان به چشم می خورد و با انواع شیرینی جات از مشتریان پذیرایی می کردند. در این خیابان کلیسای سنت انتوان و برج گالاتا (فکر کنم ورودی برج 10 لیر بود) رو بازدید کردیم و بعد پیاده به طرف دریا به راه افتادیم و بعد از حدود 1 ساعت به پل گالاتا رسیدیم و خودمون رو به یک بلال اب پز فوق العاده خوشمزه (2 لیر) مهمون کردیم. دوباره سوار تراموا شدیم و به طرف منطقه سلطان احمد به راه افتادیم. مسجد سلطان احمد رو بازدید کردیم و به سمت ایاصوفیه به راه افتادیم. منتها با دیدن خیل جمعیتی که در اطراف مسجد تجمع کرده بودند و شعار می دادند و پلیس هم ایستاده بود پشیمان شدیم. انقدر من نسبت به پلیس آلرژی و ترس پیدا کردم که از ترس اینکه درگیری پیش بیاد به برادرم گفتم که فعلا از خیر دیدن اینجا بگذریم و این شد که راهمون رو به سمت پایین ادامه دادیم و داخل پارک صنعت و فناوری مجاور ایاصوفیه شدیم که فوق العاده پارک زیبایی بود. بعد از یک ساعت راه پیمایی به طرف خیابان به راه افتادیم و در یکی از مغازه ها خودمون رو به کومپیر که غذایی فوق العاده لذیذه مهمان کردیم که سیب زمینی تنوری بزرگیه که بازش می کنند و با انواع پنیر و کره و ترشیجات و زیتون و قارچ و ... داخلش رو پر می کنند. (10 لیر) بعد دوباره به طرف پل گالاتا به راه افتادیم و گشت ساحلی رو کرایه کردیم (نفری 10 لیر) و دوساعتی رو روی قایق به سر بردیم که از زیر دو پل معروف بغاز و پل دوم (فکر کنم اسمش فاتیح سلطان بود) گذشت و وقتی دیگه منظره بالا عالی بود ولی خیلی سردمون شده بود و به پایین اومدیم و خودمون رو به چایی مهمان کردیم. بعد از تموم شدن گشت، به بازار مصری ها سر زدیم و نیم کیلو گیلاس (3 لیر) و نیم کیلو قهوه اسیب شده ترک (8 لیر) گرفتیم و از مغازه های ادویه فوق العاده اش لذت بردیم. بعد در منطقه اکسارای به مک دونالد رفتیم و ساندویچ و سیب زمینی های معروفش رو امتحان کردیم. روز دوم به جزایر استانبول که بنام جزایر پرنس مشهور است و در دریای مرمره و در فاصله یک ساعت و نیم از شهر قرار داره و تعداد آن 8 جزیره است رفتیم . کشتی رو از اسکله های کاباتاش سوار شدیم و در نهایت در بیوک ادا پیاده شدیم. (رفت و برگشت 10 لیر) بعد به سراغ دوچرخه هاش رفتیم. یک سری هاش یکساعت 5 لیر بود و سری دوم یک ساعت 10 لیر که مارک معروفی بود. ما چون می خواستیم دو ساعتی با دوچرخه جزیره رو گشت بزنیم ساعتی 10 لیر ور انتخاب کردیم. بعد از طی مسافتی به یه مسیر کم ترددتر پناه بردیم و از مناظر فوق العاده و چشم اندازی که به طرف دریا داشت و هوای خنک و گوجه سبزهای جنگلی که از درخت های مسیر کندیم لذت بردیم و به طرف اسکله راه افتادیم و بعد از خوردن بستنی (3 کوپ 7 لیر، 2 کوپ 5 لیر ) جزیره رو به قصد استانبول ترک کردیم. این بار در طبقه دوم در انتهای دماغه کشتی رو به دریا نشستیم و حسابی سوختیم ولی لذت ها بردیم. بعد از پیاده شدن و خوردن ساندویچ ماهی تازه که در اسکله کباب می شه و داخل نان با کاهو و پیاز و ترشی سرو می شه به به طرف سلطان احمد رفتیم و خواستیم ایاصوفیه رو ببینیم که از دیدن خیل جمعیتی که قصد بازدید از این مسجد رو داشتند منصرف شدیم. ناهار خودمون رو به کباب ترکی و کباب اسکندر مهمان کردیم که هیچ کدوم خیلی خوشمون نیومد. بعد دوباره به طرف خیابان تقسیم به راه افتادیم تا سوغاتی ها رو بخریم. حدود 3-4 ساعتی در این منطقه می چرخیدیم، این منطقه کلا قیمت های بالایی داره ولی ما در گشتی که داشتیم لباس هایی با کیفیت و قیمت مناسب هم پیدا کردیم و همزمان صدف های کنار خیابان رو هم که با لیموترش سرو می شد امتحان کردیم. قیافش شبیه مغز بود و طعم بدی هم نداشت ولی جزو غذاهای مورد علاقه ام محسوب نمی شه. یه کنسرت خیابانی هم حول و حوش ساعت 10-111 شب که کلی بامزه بود برامون. روز اخر رو دوباره به ایاصوفیه رفتیم تا نماد استانبول رو حتما دیده باشیم که با تابلو امروز تعطیل است مواجه شدیم و دیدیم انگاری قسمت نیست این بنا و نماد استانبول رو ببینیم. نیشخند به طرف کاخ توپکایی حرکت کردیم (ورودی 25 لیر + حرمسرا جداگانه 15 لیر که ما دلمون نیومد حرمسرا رو بریم) و 3 ساعتی در میان باغ ها و کاخ های زیباش سر کردیم و رگبارهای بارونی هم در تمام مدت با لطف ویژه اش ما رو همراهی کرد. بعد از بازدید و بازگشت به خیابان سلطان احمد دوباره خودمون رو به کومپیر مهمان کردیم و یک نوع از شیرینی هم که یکی از انواع شیرینی Simit بود (داخلش رو با نوعی پنیر و زیتون پر کرده بودند) و چای داغ ترکی مهمان کردیم و دوباره راه افتادیم. این بار به طرف دولما باغ رفتیم و دیدیم که اون هم بسته است. از رو نرفتیم. خیابان رو به طرف پایین رفتیم و با راهنمایی پیر مهربان ترکی، اتوبوس هایی رو که به سمت قسمت اسیایی می رفت سوار شدیم. فکر کنم منطقه "سیریا" بود که دور خط ساحلی حرکت می کرد. وسطای راه چشمم خورد به یه قلعه زیبا و سریع به برادرم گفتم پیاده بشیم و اینطوری چشممون به قلعه ای روشن شد که منو یاد قلعه رودخان می انداخت. قلعه روملی حصار این قلعه در تنگه بسفر در ساحل «روملی» در شهر استانبول و در بندر طبیعی شاخ طلایی یا خلیج واقع شده‌است، و یکی از قلعه‌های مشهور کشور ترکیه أست، بنای بسیار بزرگ وزیبا به شکل مستطیل، این قلعهٔ بسیار زیبا در سال (۸۵۶ هـ – ۱۴۵۲ م) توسط سلطان محمد فاتح ساخته شده‌است. (ورودی 5 لیر) بعد از گشتی یکساعته و خوردن گوجه سبزهای فوق العاده خوشمزه اش که دور از چشم نگهبان ها از درخت می چیدیم وقتی از این قلعه زیبا بیرون  امدیم دوباره سوار اتوبوس شدیم و مسیر رو تا به انتها رفتیم.

من منطقه اسیایی نشین رو خیلی بیشتر خوشم اومد و به نظرم خیلی سرسبزتر و زیباتر و خلوت تر بود، هر چند برادرم منطقه اروپایی نشین رو به خاطر دسترسی اسان به همه جا بیشتر دوست داشت. اجناس و خوراکی ها در اینجا ارزان تر هم بود. ما از بازاری که در شهر قرار داشت زیتون (کیلویی 7 لیر) شکلات صبحانه (1 کیلو، مارکش هم معروف بود ولی یادم نیست چه بود، 8 لیر) خمیر پیتزای بسته بندی شده (2 لیر) گرفتیم. یه شیرینی هم امتحان کردیم که نوعی پاستا و پنیر بود که از نظر من افتضاح بود. سوار اتوبوس شدیم و وسطای راه متوجه شدیم که اشتباهی سوار اتوبوس های بشیکتاش شدیم که طبق تعریف های برادرم فهمیدم یکی از تیم های مطرح ترکیه است. منطقه ای فوق العاده شیک و با کلاس بود. دیدیم خیلی داریم از منطقه اروپایی دور می شیم پیاده شدیم و با مترو به تکسیم برگشتیم و از اونجا به پل گالاتا و دوباره خودمون رو به ساندویچ ماهی مهمان کردیم و به هتل برگشتیم و برای فرودگاه نیم کیلو زردالو خریدیم که بی کار نباشیم و بعد از سه روز محشر و فوق العاده و رویایی سفرمون خاتمه یافت.   

چهار بار شیرینی و چایی رو امتحان کردیم که سه تا از شیرینی ها فوق العاده خوشمزه بود. سیمیت، تیرامیسو، تارت مارمالاد شاتوت و یکیش هم همون بی مزه ای بود که نمی دونم چرا در شیرینی فروشی فروخته می شد و شبیه پاستا بود!

ذرت اب پز، صدف، ماهی کبابی بندرگاه، کومپیرش عالی بود و من حتما بارهای بعدی هم امتحان می کنم.

چون بار اولی بود که به خارجه می رفتیم، اونم تنها، اونم نااشنا برای من کلی هیجان داشت. فکر کنم تصمیم خوبی گرفتیم که با تور جایی نرفتیم و سعی کردیم خودمون با استفاده از تراموا و اتوبوس و مترو و با کمک نقشه و سرچ و در اینترنت شهر رو بگردیم. فکر کنم اینطوری هم اعتماد به نفسم برای سفرهای بعدی خیلی بالا رفت هم اینکه اینجور اشنایی به مراتب بهتره، چون با گشتن در شهر به خیلی از جاها می ری که ممکنه تور نبره و دیدت به نسبت زمانی که با تور هستی کمی واقعی تره نسبت به اون شهر و مردمانش چون بیشتر باهاشون در ارتباطی. کلی تجربه داشت این سه روز سفر برام و عالی بود. هرچند خیلی از جاهاش رو به دلیل کمی وقت فرصت نکردیم که ببینیم ولی تجربه من از این شهر لذت بخش بود، هم هواش، هم مناطق دیدنی، هم خوردنی های خوشمزه و هم برخورد خوب مردمانش.

زمان: 3 شب

هتل بابیل/ 3 ستاره (توی کوچه فرعی بود و کیفیت خوبی نداشت ولی برای من که اهل کمپینگ هستم با توجه به قیمتش کفایت می کرد. یه هتل سه ستاره دیگه به اسم Kaya هست که طبق تعریف تورلیدرمون خیلی بهتره و تا تکسیم 10 دقیقه پیاده روی داره. هر هتلی که انتخاب می کنید سعی کنید به سیستم حمل و نقل عمومی نزدیک باشه وگرنه چاره ای جز انتخاب تاکسی ندارید. به خصوص شب ها.

از اینجا می تونید تورهای لحظه اخری رو ببینید. اگه عضو بشید براتون تورها ایمیل می شه.

هزینه هتل با صبحانه و هواپیمای اسمان: 400 هزار تومان

عوارض خروجی: 55000 تومان

هزینه سوغاتی و ورودی های جاهای دیدنی و خوراکی نفری: 325 دلار (البته سوغاتی های من و برادرم مشترک بود وگرنه هزینه سوغاتی بیشتر می شد)

 

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ خرداد ۱۳٩۱
تگ ها : سفر