ازی متقلب دروغگو :دی

با جمعی بودم که یکی از پسرها برگشت گفت متولد 70 هست. اما جلسه بعد گفت متولد 59 اه و من بهت زده نگاهش می کردم. اما چیزی که ازش شاخ در اوردم به خاطر دروغگویی اش نبود به این دلیله که من فوق العاده ساده هستم و فکر می کنم هر کی هر چی می گه درسته چون از نظر لزومی نداره فرد راجع به خودش دروغ بگه!!! مثل سن یا دوست داشتن دیگران یا کارهایی که در زندگیش کرده. تا حالا چندین بار این اتفاق برام افتاده و یکی دوبار هم حسابی ضربه خوردم به خاطر باوری که به ادم ها داشتم. هنوزم درک نمی کنم این نا راست بودن ادم ها رو. باید سایه ام باشه. هر چه قدر هم که سعی می کنم دست از معصومیت احمقانه ام بردارم و به معصومیت پخته تبدیلش کنم بازم نمی تونم دست ادم ها رو بخونم. پوکر باز خوبی هستم اما فقط در بازی با ورق و توی بازی زندگی چندان حرفه ای نیستم. باید بیش از این بتلاشم. شاید باید بخش متقلبم رو از سایه در بیارم و کمی بهش احترام بذارم تا انقدر به ادم های دیگه پروژکشن نکنم. پس زنده باد ازی متقلب دروغگونیشخند

جالبه. همین دوست متولد 59 که گفت 70 ایه این نوشته رو خونده و برام چنین نوشته که :بابا بیخیال. من دروغ نگفتم بخدا. فکر میکنم کسی که حداقل هوش برای دروغ گویی رو داشته باشه 11 سال رو تو 30 سال قایم نمیکنه. این فقط یه شوخی بود.فکر کنم تو اون جمع همه متوجه شدن که فقط یه شوخی بوده. حالا چرا ازش داری برداشت دروغ میکنی ، چیزی ه که باید از خودت بپرسی! آزی ساده لوح شوخی


و جواب من: دقیقا همینه. برداشت من نسبت به کلام و ساده لوحی و زودباوری ام. گفتم که مشکل منه. به قول تو حتی یه شوخی ساده چنین ناشیانه رو هم باور می کنم. بیشتر از این جا خوردم که وقتی به قول خودت چنین شوخی اشکاری رو باور می کنم پس چه قدر مسائل دیگه بوده که اینطوری واضح بوده و من به خاطر سادگی ام متوجه اش نشدم.
  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ تیر ۱۳٩۱