شروع............شروع............شروع


*من همیشه از زمان بچگی توی زدن استارت اولیه هر کاری مشکل داشتم ، چه توی درس چه توی دوستی چه توی وبلاگ نویسی . ولی این استارته که زده شه دیگه تمومه و تا ته خط می رم. مثل درس انشام توی دبیرستان. تنها درسی رو که سر امتحانهای آخر سال تقلب می کردم همین بود. برای اینکه واقعا نمی دونستم چطوری انشایم روبا توجه به موضوعی که بهمون می دادند شروع کنم. اینه که خط اول رو از بغل دستیم کپ می زدم و بعد شروع می کردم. اینجا هم توی وبلاگ نویسی همین مشکل را دارم با این تفاوت که دیگه کسی نیست که از رو دستش تقلب کنم. اینه که سر خط اول که می رسم ماتم می گیرم که چطوری شروع کنم و اصلا چی بنویسم ولی از این خط که بگذره دیگه یکی می خواد جلومو بگیره...

**عرض به خدمتت همه عزیزانی که محبت کرده و جویای نمره دختر دایی بنده شده اند ایشان سلام خدمت تک تک عزیزان رسانده و گفته که پاس می شه. (البته زیاد نمی شه رو حرفش حساب کرد اینه که منتظریم نمره اش بیاد)

***من دیگه تصمیم گرفتم از این بابای مصلحت نظاممون هیچی ننویسم. و به طور کلی دور سیاست رو خط بکشم چون نمی خوام بچه هام بی مادر بشن و همسرم بی زن (البته زیاد نگران این قسمت نیستم چون فکر نکنم تا 40 ام هم تنها بمونه!!) اگرچه اگه من از هاشمی جون ننویسم دیگه نمی دونم چی بنویسم و کلی مطلب کم می یارم آخه فقط یه وبلاگ بازمانده است و یه رفسنجانی جون. ولی دیگه چاره چیه سعی می کنم کمتر ازش بنویسم.

****سایت فارسی گزارشگران بدون مرز

******دیدم همه دارن ایده در وکنند که چی کار کنیم و چی کار نکنیم ، گفتم منم چند تا ایده و نظر دروکنم که از بقیه عقب نیفتم:

1- قابل توجه آقایون محترمی که هی نظرمیدند که خانومها چی بپوشن و چی نپوشن ، قبل از نظر دادن به مدت یک ماه در فصل تابستان با چادر و مانتو تشریف بیارن بیرون ، با ذکر این نکته که فقط رنگهای تیره مثل مشکی و سرمه ای مجاز می باشد. بعد اگه خواستن نظراتشون رو تحمیل کنند.
2- در دانشگاههایی که چادر اجباری است برای رعایت تساوی حقوق زن ومرد ، داشتن ریش برای اقایان اجباری شود.
3- به علت کمبود آب در فصل تابستان هی باران ببارد.
4- به خاطر همدردی با مردم مظلوم و مومن ایران و لمس عینی مشکلات ایرانیان ، جناب بوش حکومت آینده عراق را به دست برادران زحمتکش آخوند بسپارن تا عراقیان رسم همسایگی و برادری را ادا کنند.(اینو فقط برای این گفتم که نمی خواستم تنها خور باشیم و فقط ما بریم بهشت ها...)
5- لطفا هاشمی جون ......................................................
(این خط به دلایل امنیتی سانسور می شود )
۶-پیشنهاد می شه که پیشنهاد ندید که پیشنهاد ندی.
  

نویسنده : زادبانو ; ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٢
تگ ها :