درمان شوپنهاور

کتاب دیگه ای از استاد محبوبم "اروین یالوم" رو به اتمام رسوندم و می خوام همین حالا که لذت نشئه اوری به خاطر خوندن رمانی این چنین جذاب و اموزنده دارم درباره اش بنویسم. کتاب "درمان شوپنهاور" رمانی درباره درمانگریست که می فهمه سرطان بدخیم پوست داره و یکسال برای زندگی کردن و قبل از پاافتادن در پیش داره. تصمیمش برای مواجهه با مرگ و سرکشیدن همه قطرات باقیمانده از جام زندگی اش بخشی از این ماجرای جذابه. در پرسش به اینکه زندگی گذشته اش چه تاثیری بر ادم های اطرافش داشته اون رو به سمت مراجعی که اعتیاد جنسی و وسواس جنسی داشته می کشه که بیست و پنج سال پیش طی سه سال درمان فردی به نتیجه ای باهاش نرسیده بود و مراجع به طور ناگهانی درمان رو رها کرده بود و حالا پس از گذر این سال ها می خواست ببینه در چه وضعیتیه. یک پیمان دو جانبه بینشون بسته می شه و مراجع قبلی می پذیره در ازای اموزش قرار گرفتن به گروه درمانی اون بپیونده و ادامه رمان در قالب روابط بین فردی در گروه پیش می ره.

یکی از کشش هایی که اروین یالوم و کتاب هاش برام داره نحوه جذاب تدریس در قالب داستانه چون برای من که از بچگی عاشق خوندن بودم این بهترین شیوه اموختنه. دوم اینکه با کتاب های "و نیچه گریست" و "درمان شوپنهاور" با دو تن از فلاسفه بزرگ اشنا شدم که در غیر این محال بود به دنبال نقطه نظرات و خوندن اثارشون برم چون دید قبلی ام نسبت به فلسفه با اصطلاح کسل کننده به خوبی بیان می شد.

سوم برداشتی که از شخصیت اروین یالوم برپایه رمان هاش پیدا کردم خیلی شبیه به ژولیوس روان درمانگری بود که در کتاب "درمان شوپنهاور" حضور داشت و من عاشق منش و شخصیت رشد یافته اش شدم. چون انسان چیزی رو به نگارش در می یاره که به صورت بالقوه و بالفعل در خودش موجود باشه. حقیقتا ادم نازنینیه و امید که عمرش پربرکت و طولانی باشه که هر لحظه و هر نوشته ای ازش مغتنمه برای نسل های اینده درمانگران و همه افرادی که علاقمند به رشد شخصی هستند.   

کتاب: درمان شوپنهاور

ترجمه: دکتر حمید طوفانی- زهرا حسینیان

نشر: مشهد - ترانه

قیمت: 12000 تومان

دکتر اروین یالوم در مورد این کتاب چنین می نویسد: می خواستم نه تنها قهرمان داستان من با مرگ خویش کنار بیاید، بلکه به مراجعان خود نیز کمک کند تا با مرگ مواجه شوند. دلیل انتخاب و معرفی موضوع مرگ در فرایند روان درمانی به سال هایی باز می گردد که با بیماران سرطانی درمان ناپذیر کار می کردم. بیماران زیادی را دیدم که در مواجهه با مرگ پژمرده نشدند بلکه برعکس دچار تغییراتی اساسی شدند که تنها می توان ان را رشد شخصیت، پختگی یا پیشرفت خردمندی نامید. ان ها در اولویت های زندگی خود تجدید نظر کردند، موضوعات روزمره را ناچیز می شمردند، از داشته های مهم خود مانند کسانی که دوستشان دارند، از تغییر فصول، از شعر و موسیقی که مدت های مدیدی از ان ها غافل مانده بودند، شاکر و شادمان می شدند. یکی از بیمارانم می گفت " سرطان، روان رنجوری را شفا می بخشد" اما افسوس که انسان باید تا لحظات آخر زندگی، هنگامی که بدنش مورد تهاجم سرطان قرار می گیرد، منتظر بماند تا بیاموزد چگونه زندگی کند.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ شهریور ۱۳٩۱