بيمار روحی

*دیروز برای ادای نذری مامان و بابا می خواستند برن احمد آباد که منم باهاشون همراه شدم. احمد آباد یکی از محله های قدیمی اطراف تهرانه که درآنجا آسایشگاهی برای بچه های معلول ذهنی ساختند محله ای دور از تهران ولی خوش آب و هوا ، این بار در اصلی را باز گذاشته بودند گویا روز بازدید و ملاقات بود. بچه ها همه نزدیک ساختمان نشسته بودند و چشم به در و منتظر. آسایگاه در باغی پر از درخت بنا شده بود ، بنای اسایشگاه قدیمی و کهنه بود. وقتی خانواده یکی از بچه ها اومد با خوشحالی براشون دست تکون داد ، یکی از بچه ها لباسهای کثیف رو جمع می کرد و یکی دیگه به گلها آب می داد وقتی دلیل این کارو از مسئول انجا پرسیدم گفت: " اینجا یک موسسه دولتی است که دولت هم بودجه زیادی برای اینجا نمی دهد فقط بعضی از مواقع مردم خیر به اینجا کمک می کنند برای همین در بیشتر کارها از خود بچه ها استفاده می کنند ، حتی گاهی برای تهیه غذا هم دچار مشکل می شوند و معمولا از سویا به جای گوشت استفاده می کنند."
مامان که با دیدن بچه ها ناراحت شده بود گفت بیچاره ها رو اینجا زندانی کردند و زود رفت بیرون.
ولی به نظر من اینجا براشون خیلی بهتره چون هم پیش بچه هایی مثل خودشون هستند و هم اینکه دیگه نگران آزار و اذیت دیگران نیستند. هم پسربچه های شیطونی که تفریح و سرگرمیشون آزارو اذیت این جور اشخاصه هم آدم بزرگایی که می ترسن و دلیل این ترس رو هم نمی دونند و به خاطر این ترس اونا رو از خودشون می رونند.
از یکی شنیدم که خانواده ای یک دختر معلول ذهنی داشتن که از لحاظ بدنی هم مشکل داشته و لمس بوده . در یکی از روزهایی که دخترک به بیرون رفته بوده یک نامرد بهش تجاوز می کنه که بعد از اینکه دختر حامله می شود پدر و مادر می فهمند ، به تنها جایی که شکایت نکرده بودند سازمان حمایت از حیوانات(!!) بوده ولی چه فایده هیچوقت اون نامرد کثافت گیر نیومد دخترک را سقط جنین کردند و در خانه محبوس تا دوباره چنین اتفاقی نیفتد...

**فلفل قرمز این روزا سخت مشغول درس خوندنه و قراره تا پایان امتحانها چیزی تو وبلاگش ننویسه اینه که از من خواست اینجا از طرفش یک پیغام بدم که منم عین پیغامش رو می ذارم:

age ehshkali nadare az tarafe man ye peyghami tu webloget post kon begoo felfel ghermez pokid!!!

فقط زياد نريد بهش سر بزنيد چون حواسش پرت می شه ديگه نمی تونه درس بخونه هر پیغامی دارید همین جا بذارید

  

نویسنده : زادبانو ; ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ خرداد ۱۳۸٢
تگ ها :