راپل و پل صراط

اواخر هفته پیش سفری به مشهد داشتیم. یکی از جاهایی که بازدید کردیم منطقه گردشگری سد چالیدره بود که یکی از خوش و آب هواترین مناطق ییلاقی بخش طرقبه است. برای رفتن به این منطقه زیبا مجبور به گرفتن ماشین دربستی شدیم چون وسایل نقلیه عمومی نداشت. بعد از رسیدن به این منطقه که حدود 45 دقیقه در راه بودیم به وسیله یک ترن عهد بوق به بالا کشیده شدیم و چشممون به جمال این سد زیبا که در میانه کوه جا خوش کرده بود روشن شد. 

منطقه برای توریست ها (اکثرا عرب که شامل عراقی و سوریه ای بودند) و گردشگران ایرانی بازسازی شده بود و مسیرهای عبوری با پلکان مفروش شده و الاچیق های اجاره ای برای استراحت بازدیدکنندگان و فروشگاه های مواد غذایی گذارده شده بود. بخش جالب این مجموعه به غیر از قایق سواری بر روی این دریاچه زیبا، بازی ای بود که راپل خوانده می شد که شامل سرخوردن از یک طناب از یک سر کوه به سمت دیگه و عبور از یک پل معلق بود. علارغم طبع ترسوی اخیرم، این بازی رو تجربه کردم که در اخر به غلط کردن افتادم. :دی

بازم سرخوردن از روی طنابش برام قابل تحمل بود اما وقتی به قسمت عبور از پل معلق رسیدم کاملا جراتم رو از دست داده بودم و فقط با محکم گرفتن طناب و خم شدن سرم به طرف چوب زیر پام و ندیدن گودال زیر پام بود که تونستم رد بشم.

فکر کنم تنها فردی که انقدر جیغ زد من بودم. عجیب دو سه سال اخیر ترسو شدم. بعد از بازی، برادرم با تعجب به من می گه "تو چرا انقدر ترسو شدی!"

فکر کنم اثرات دو سه سال پیش و شکسته شدن پام منو انقدر جون دوست کرده که انقدر محتاط شدم و ریسک پذیری ام به شدت پایین امده. 

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩۳
تگ ها : سفر ، ماجراجویی