اين هم گذشت!!!

*۱۸تيرهم اومد و گذشت بدون اینکه پیش بینی هایی که شده بود به حقیقت بپیونده ، حدودای ظهر از کلاس زبانم که نزدیک دانشگاه تهرانه با یکی از دوستام پیاده رفتیم طرف دانشگاه ، دوستم اولش می خواست نیاد ولی بد که شور و اشتياق من رو برای رفتن دید باهام اومد.

 

از خیابان دانشگاه به طرف پایین اومدیم هر چند متر یکی دو تا پلیس ایستاده بودند ، تمام درهای اون طرف بسته بود پیش خودم فکر کردم که حتما فقط در اصلی دانشگاه بازه ، هر چی به در اصلی دانشگاه نزدیک می شدیم تعداد پلیسها بیشتر می شد ، در اصلی هم بسته بود ، همه می اومدند به در می رسیدند یه نگاهی می کردند و می رفتند ، جو خیلی سنگین بود انگار همه منتظر اتفاقی بودند ، چند دقیقه اونجا موندیم و بعدبه اصرار دوستم اونجا رو ترک کردیم.

 

 فقط حالا خدا کنه که بچه هایی که به جرم اراذل بودن و اشوبگر گرفته شدن قربانی نشن ، خدا کنه برای زهر چشم گرفتن از بقیه مردم اونا رو به مسلخ نکشونند ، امیدوارم سرنوشت اونها مثل احمد باطبی ها نشه. امیدوارم و منتظر....

 


 

**این ماهواره های اونور هم که دیگه دارن شورش رو در می یارن ، اونور نشستند و دارن جوونهای مردم رو تحریک می کنند و دائم خبرهای دروغ رو به خورد مردم می دهند و یک سری آدمهای ساده لوح هم به حرف اونها گوش می دهند ، بابا چرا باید به کسانی اجازه تصمیم گیری بدیم که در دوران ناخوشی ما رو تنها گذاشتند و فقط ما رو برای به دست اوردن خوشی های خودشون لازم دارن ، آدمهایی که فکر می کنند ما عروسکهای خیمه شب بازی هستیم و می خوان ما رو به میل خودشون برقصونند و عجیب اینجاست که خیلی ها بندهای خودشون رو به اونها می دهند تا به میل اونها حرکت کنند ، بابا یه لحظه فکر کنید که ریختید توی خیابانها و انقلاب کردید ، اره به این فکر کنید فکر کردن که خرج نداره ، بعدش می خواین چیکار کنید؟ چه برنامه ای دارید؟ یکی از بچه های فامیل می گفت حالا انقلاب رو بکنیم بعد به این چیزا فکر می کنیم!!! یکی یکی !!!

 

جل الخالق! دفعه پیش که با برنامه حرکتی صورت گرفت و به اصطلاح مردم می دونستند که چی می خواهند وضعمون اینطوری شد وای به حال حالا که هیچ برنامه ای ندارن...

 

هر انقلابی مستلزم از دست دادن چیزهایی است ، برای ثبات هر انقلاب خون لازمه اونهم به مقدار زیاد ، انقلاب خودمون رو ببین ، نه اصلا چرا اینجا ، انقلاب کبیر فرانسه یا سرنگونی تزار روسیه  رو ببین ، هر انقلابی کشور را به عقب میبره ، از لحاظ سازندگی ، از لحاظ فرهنگی و از لحاظ سیاسی و از دست دادن ثروتهای کشور و از دست دادن آدمهای بی شماری که خیلی هاشون بی گناه کشته می شوند. شماها هیچ کدوم به اینها فکر کردید؟

 

پس بیاین به جای فکر کردن به یه انقلاب دیگه به فکر این باشیم که اینی که هست رو چه خوب و چه بد بپذیریم ، البته نه پذیرفتن بدون قید و شرط ، بیایم سعی کنیم همینی که الان هست بهتر کنیم ، فقط نگید که اینا اصلاح پذیر نیستند ، وضع الان رو ببینید که چقدر دوران نسبت به سال 76 به قبل بهتر شده ، پس امکان پذیره حتی اگر زمانش هم طولانی باشه بهتر از انقلاب بدون ثمری است که ما رو چند قرن عقب می اندازه...

 


***آقا سعید کندو توی این هیر و بیری پاشده رفته عراق ، امیدوارم فقط هر جا که هست سالم باشه و زودتر برگرده ، بابا به خدا ، فکر نکنم امام حسین هم راضی باشه توی این اوضاع شلوغ و خطرناک اونجا جونتون رو به خطر بیندازید ، به هر حال امیدوارم زودتر برگردی....

 

 

 اينم برای اين که از امکانات پرشين بلاگ به نحو احسن استفاده کرده باشم...

 

 

 

 

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ تیر ۱۳۸٢
تگ ها :