کنسرت

*بالاخره موفق شدیم بعد از یک هفته تاخیر به کنسرت گروه آریان بریم. قرار بود هفته گذشته این کنسرت در باشگاه انقلاب برگزار بشه که معلوم نیست چرا به هم خورد و قرار شد تمام برنامه ها با یک هفته تاخیر در کاخ سعد اباد برگزار بشه. ما هم که ذوق این گروه ما رو کشته بود نیم ساعت زودتر خودمون روبه اونجا رسوندیم که با دیدن صف طویل و بلندی که پشت درها بسته شده بود دهانمون از تعجب باز موند!! اصلا فکر نمی کردم این همه ادم انقدر زود امده باشند تازه دلیل صف بستنشون رو هم نمی دونستم چون همه بلیطها شماره داشت و ردیف و صندلی مشخص بود. خوشبختانه چند تا از برو بچه هازودتر اومده بودند و ماهم برای اینکه از جمیع ادمهای داخل صف عقب نیفتیم سریع خودمون رو چپوندیم توی صف.  با اینکه قرار بود برنامه ساعت18:30 شروع بشه تازه ساعت 19 درها رو باز کردند!! فکر کنم برنامه حدودای ساعت 19:30 شروع شد. محل برگزاری در فضای باز بود. با اینکه من زیاد اهنگهای این گروه رو گوش نمی دم ولی اون حس و حالی که ادم توی اجراهای زنده بهش دست می ده خیلی بیشتر از وقتیه که اجرای مرده رو گوش بده.  به هر حال دو ساعت دست زدیم و داد کشیدیم و رقصیدند (!) و کیف کردیم. به هر حال جای همتون خالی خیلی کیف داد.

 

در حاشیه:

 

·         بیش از هر چیز حضور دخترهای خوشگل کمر باریک و خوش هیکل مانتو رنگی (اکثرا سفید و صورتی) در این برنامه جلوه می کرد. اکثر دادها و تشویقها نه به خاطر گروه آریان که به خاطر حضور این پریرویان و جلب توجه انان بود.

·         از مشاغل پولسازی و پول چاپ کنی(!) که در این محل مشاهده می شد فروختن خوراکی ها جورواجوری بود که قیمت آنها برابر با قیمت خون باباشون بود. و صد البته با فروش عالی چون دیگه نمی شه که دختر خانم چیزی بخواد و اقا پسر چند برابرش رو نگیره.

·         از قسمتهای جالب این برنامه حضور برادران ارزشی  برای حفظ نظم وامنیت ( و درواقع برای جلوگیری از حرکات موزون برادران و خواهران) بود. نکته قابل توجه این بود که سر و وضع برادران نشان دهنده این بود که خودشون هم این کاره هستند و اصلا شباهتی به برادران ارزشی خیابانها نداشتند و خیلی مودبانه و باکلاس از فرد رقاص خواهش می کردند که سرجای خودش بنشینه و نشسته ادامه بده!!

·         حضور ملی پوش پیروزی در این روز متاسفانه از جذابیت این برنامه کاسته بود که البته به خاطر دلایل خانوادگی (!) اسمش گفته نمی شود. این فوتبالیست به اصطلاح حرفه ای یک تیشرت سفید و شلوار سفید و کفش سفید و جوراب سفید و ... پوشیده بود و خیلی هم احساس با کلاسی می کرد وهمراهشون هم یک خانم بودند که ما با خوشبینی گفتیم خانومشون هستند. (خوب بهنام ابوالقاسم پور ، می ذاشتی فردا می رفتی کنسرت که ما چشممون به چشمت نیفته!!)

 

این یکی قابل توجه دختر خانمهای  با کلاس:

 

·         اگه قصد رفتن به یک همچین مکانهایی رو دارید جدا از بردن پسربچه های بین 16 تا 24 سال خودداری کنید مخصوصا اگه تعدادشون زیاد باشه و پیش هم بنشینند چون آبروتون رو می برند. بعد از هر برنامه مردم اهنگهای درخواستی خودشون رو می گفتند یه دفعه یکی داد می زد: نازی جون ، نازی جون!! یکی دیگه از اون ور می گفت: پاپ فادر!! بعد از هر اجرا هم یه دفعه یکیشون داد می زد اندی دوستت داریم!!!!!!! (البته حالا پا روی حق نمی شه گذاشت ، حسابی بهمون رسیدند و یه شام خوشمزه هم مهمونمون کردند ، بالاخره اگه اون کاراشون رو می تونید تحمل کنید این چیزای جانبیشون خیلی عالیه!!)

 

 

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ تیر ۱۳۸٢
تگ ها :