اينجا کجاست؟

*جای همتون خالی ، شمال عالی بود ، برای اولین بار بود که توی فصل گرما از هوای شرجی و گرمای دیوونه کننده شمال خبری نبود. نمی دونم چرا اب و هوا برگشته ، ناسلامتی تابستونه!! ولی جاتون خالی (اگرچه دیگه ویلا جا نداشت) خیلی خوش گذشت. اگه شما می تونید همین الان دست زن و بچتون یا احتمالا دوست دخترتون (جو نگیرتون بابا ، شوخی کردم)  رو بگیرید و برید شمال.

 

**چیزی که توی این مسافرت برام خیلی جالب بود سواحل دریا بود نه به خاطر خودش بلکه به خاطر موجوداتی که در ان بودند. اول که فکر کردم اشتباهی به یک ساحل اروپایی اومدیم!! بس که همه راحت بودند. یادمه که حدودای 7 ، 8 سال پیش که چند تا بچه کنار دریا داشتیم فقط اهنگ می خوندیم دو تا سرباز اومدن بهمون تذکر دادند که صداتون رو ببرید!! اینه که با دیدن ادمای کنار دریا شوکه شدم. خانمها خیلی راحت و با حداقل لباس اومده بودند ، تاپ و شلوارک (عمرا ادرس این ساحل را بهتون بدم ، لطفا اصرار نفرمائید حتی شما دوست عزیز). ساحل هم خصوصی نبود که بگیم برای یک عده خاصی است، یک ساحل ازاد که از همه طرف می شد به ان وارد شد. یادمه یکی از دلایل مهمی که برای انقلاب 25 سال پیش ایران مطرح است همین عرق مذهبی بود. یعنی می شه گفت مهمترین دلیل این انقلاب. حالا کم کم داره این ریشه مذهبی کمرنگ تر و کمرنگ تر می شه. می شه توی خیابان خیلی از مادر و دخترایی رو دید که کاملا متضاد همند ، مادر با حجاب کامل و پوشیده  با چادر و دختر با حداقل پوشش و با حداکثر ارایش. داشتم فکر می کردم که اگه این عرق مذهبی رو از این جامعه حذف کنیم دیگه چه چیزی باعث برجای موندن این انقلاب می شه!! رهبران فعلی جامعه با نسلهای اینده مشکل جدی دارن. نسلهایی که کمترین اعتقادی به مذاهب که به نظر انها فقط چیزی عقب افتاده و بازدارنده است ندارن. اولین دفعه ای که در وبلاگ انگوری خوندم که طبق پیش بینیهای او انقلابی دوباره طی 10 یا 15 سال اینده اتفاق خواهد افتاد بهش خندیدم و می خواستم برم باهاش شرط بندی کنم که هیچ انقلابی اتفاق نمی افتد (خدارو شکر نظر خواهیش مشکل داشت) اما الان که بچه های الان رو 20 سال دیگه تجسم می کنم ، شک می کنم که چنین اتفاقی نیفته. چون یکی از دلایل حکومت این حکومت ، نه حکومت بر دلهاست که حکومت بر مبنای مذهب است. من شک دارم که دختر جوان 20 سال دیگر به این رضایت دهد که به قانون جهانی حمایت از زنان نپیوندد چون مغایر با قوانین شرع اسلام است. این قانون شاید در این عصر به تصویب نرسد اما عنوان کردن ان در این زمان گام بزرگی است که برای نسلهای اینده برداشته شده است. به زندان رفتن دانشجوی امروز قدمی است برای ازادی جوان فردا، شکنجه روزنامه نگار تبریزی فردای روشن روزنامه نگاران اینده است.

اگرچه بازهم امیدوارم که انقلابی صورت نگیرد که وضع از اینکه هست بدتر نشود.  امیدوارم اصلاحات نه با انقلابی که مسلما بسیار پرهزینه و گزاف است بلکه با اصلاحات داخل نظام صورت گیرد که اگرچه ممکن است زمان این تغییرات طولانی تر باشد اما در عوض بسیار کم هزینه تر است. اگر مادران و پدران ما 25 سال پیش همین فکر را می کردند شاید الان وضعیت کنونی ما این نبود. پس امیدوارم فرزندان ما هم 30 سال اینده همین خرده ها را به ما نگیرند...

 

***راستی گفتم انگوری یادم افتاد که 10 مرداد تولدش بود ، با اینکه حیلی دیره ولی تولدت مبارک. امیدوارم تا 20 سال دیگه باشی که ببینیم بالاخره انقلاب می شه یا نه.

 

****رييس جمهور محترم روز ۱۷ مرداد را روز اعتراض به فيلتر کردن وبلاگ ها و حمايت از خبرنگاران معرفی کرند اينه که ما هم برای حمايت از اين طرح جمعه قلم هامون رو زمين می ذاريم.

 

 

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٢
تگ ها :