کرم کشون

* این چند روزه حسابی برنامه کرم کشون داشتیم جای همتون خالی. فقط اگه استاد جون و انگوری نبودند حالا حالاها توش مونده بودم. یکی که گفت برو کامپیوترت رو فرمت کن و از اول روش ویندوز بریز!! (ادم حسابی نمی دونی چرا اذیت می کنی ؟)

حالا اگه کامپیوتر هر کدوم از شماها دائم Re Start می شه و ویندوزتون هم XP است برید اینجا و این رو دانلود و بعد اجرا کنید. 

 

** خورشید خانم هم بالاخره بله رو گفت و جزو مرغها شد البته از خیر مهریه گذشت و حق طلاق رو ترجیح داد ، به نظر من که خیلی کار عاقلانه ای کرد. من خیلی از کسانی رو دیدم یا شنیدم که برای گرفتن طلاق ، زن دو سال دنبال شوهرش می دوه تا اون رو راضی به اومدن به محضر کنه و در اخر سر هم مهریه خودش رو می بخشه تا مرد رضایت به طلاق بده. یکی از فامیلهای ما برای اینکه حضانت نوه اش را هم  برای دخترش بگیره ،  یک خانه 500 متری در کرج  و یک مغازه رو به اسم شوهر دخترش می کنه تا مرد با هزار ناز و ادا راضی به اومدن به محضر و دادن طلاق زن و دادن حق حضانت بچه به زنش بشه با وجود اینکه مرد بدون اجازه همسر اول ، زن دوم گرفته بود، یعنی یک باجگیری اشکار برای اینکه زن بتونه بچه خودش رو سرپرستی کنه...

توی این کشور که جز جز قانون رو بر طبق حمایت همه جانبه از مرد نوشتن و زن هیچ حقی نداره شاید اینطوری بهتر باشه که حقمون رو خودمون اضافه کنیم.

 

*** حتما اینو شنیدید که تعداد دخترها بیشتر از آقایونه و دست اونها برای انتخاب خیلی بازه!!  البته (آقایون) خیلی خوش خوشکتون نشه چون ممکنه یه دفعه از فرط خوشی از اون طرف پشت بوم با کله بخورید زمین چون یکی از بدیهای این موضوع اینه که یه عده خاصی از دخترا که می خوان به هر قیمتی ازدواج کنند سر بعضی از اقایون رو چنان شیره می مالند که با هیچ آبی پاک نمیشه. یکی از اشناهای ما که یه پسر 21 ساله است چنان عاشق یکی از دخترای کارمند بخشی شده که در ان کار می کنه که بیا و ببین. دختره 2 سال از خودش بزرگتره و همچین هم در محل کار خوش نام نیست. از ان طرف هر چه قدر هم که خانواده اش سعی می کنند کله پسره رو از این عشق خالی کنند نمی شه. پسره پاشو توی یک کفش کرده و هی می گه مرغ من یک پا داره (!) تا 10 سال دیگه هم که بگید من همین رو می خوام.

من که می گم بذار هر کاری می خواد بکنه. برای اینکه زندگی خودشه و وقتی حرف کسی رو خریدار نیست چرا انقدر همه باید نصیحتش کنند یا بالاخره کله خودش به سنگ می خوره یا اینکه اصلا شاید انتخاب درستی کرده باشه و بعدا دختره اهل زندگی بشه!!

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ شهریور ۱۳۸٢
تگ ها :