سربازی

*یه سری از فامیلهای مامان مامانم اهل کاشان و همشهری سهراب هستند. کاشونی ها به پسردوست بودن خیلی معروفند و اگه پسر دم بختی موجود باشه سرش دعوا می شه. اون قدیم قدیما که اینا رومی شنیدم خیلی خنده ام می گرفت. مثلا یکی دخترش رو نامزد کرده بود و وقتی برای گذاشتن قرار مراسم عقد رفته بود پدر پسر گفته بود باید پسر شما هم دختر منو بگیره وگرنه من پسرم رو بهتون نمی دم و جالبتر اینکه اون خانواده هم قبول کردند!! اما در حال حاضر توی خانواده ما هم همینطور شده و پسرارو سردست می برند (همش تقصر بی بی سی است با این گزارشش از بیشتر بودن دختران نسبت به پسران) الان یکی از بچه های فامیل که 17 سالشه با پسرعمه اش که 20 سالشه صحبت کرده و بعد به مامانه گفتند. دختره هم که امسال کنکوری بود  و خیلی هم درسخون بود به کل درس رو گذاشته کنار. احتمالا به این نتیجه رسیده که دانشگاه زندگی بهتر از دانشگاه اصلیه!! اون یکی 18 سالشه و دست به سیاه و سفید نمی زد توی ختم یکی از فامیلها کلی به خودش رسیده بود و بین خانمها شربت پخش می کرد. تازه اگه یکی مثل من داداش دم بخت داشته باشه کلی تحویلش می گیرن و بالای مجلس می شوننش. احتمالا من سعی می کنم اینا همین طوری مجرد بمونند!!

 

**حتما شماهم شنیدید که به یک سری از این سربازهای فراری معافی خورده داداش من فقط به خاطر 23 روز شامل این معافی نمی شه. آی دلمون سوخت. ادم بدشانس که می گن به این می گن. اون موقع که می فروختند به خاطر تحصیل نتونست بخره و حالا هم که اینطوری شد. حالا درسته جلوش می گم: ایشالله بری سربازی از دستت راحت شیم ولی خدائی گناه داره دو سال الکی عمرش تلف شه. من که می گم آه بچه های فامیل به خصوص دخترا شلوارشو (همون دامن) رو گرفت از بس که سربه سرشون می ذاشت و اذیت می کرد . هی گفتم اقا داداش نکن بد می بینی ها. مگه به خرجش رفت. حالا بکش...

اصلا به جای این کارا بهتر نیست کل سربازی رو به یکسال تقلیل بدن تا انقدر بچه های مردم علاف نشن؟ (احتمالا منتظر پیشنهاد من بودن و می گن چشم حتما اجرا می کنیم)

 

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٢
تگ ها :