حکمی ناعادلانه

*افسانه زنی که در دفاع از ناموس قتلی رو مرتکب شد به اعدام محکوم شده و ممکنه هر لحظه حکمش اجرا بشه. مهدیه دختر 15 ساله افسانه ، در نامه ای به اقای شاهرودی تقاضای بخشش مادر رو داره.

 

"جناب‌ آقاي‌ شاهرودي‌ من‌ دختر 15 ساله‌ افسانه‌ نوروزي‌ هستم‌ و از زندگي‌ام‌ جز غصه‌ و دربه‌دري‌ چيزي‌ عايد من‌ و برادرانم‌ نشده‌. ديگر در اين‌ جامعه‌ جايي‌ براي‌ زندگي‌ من‌ نيست‌، آقاي‌ شاهرودي‌، از شما عاجزانه‌ مي‌خواهم‌ جواب‌ مرا بدهيد ... آقاي‌ شاهرودي‌، دست‌ كمك‌ و ياري‌ به‌ سوي‌ شما دراز مي‌كنم‌..."

 

 خیلی سخته که آدم از همچین آدمایی انتظار ترحم و بخشش داشته باشه ، ولی وقتی توی گذر رندگی به یه بن بست می رسی و گرهی کور خط زندگیت رو به هم گره می زنه مجبوری از هر کسی که فکر می کنی قادره بهت کمک کنه ، کمک بگیری ، نمی دونم شاهرودی به التماسها و ناله های این دختر بی گناه گوش می ده یا نه. نمی دونم توی این ممکلکت بی قانون و بی در وپیکر کسی هست که استغاثه های این دختر و مادر بیگناهش رو بشنوه. کسی هست که دل به بی کسی و کوچکی بچه های افسانه بسوزونه. کسی هست که به خاطر شجاعت افسانه بهش افرین بگه و اونه تحسین کنه. کسی هست تا این زنجیر بی عدالتی رو که قراه به گردن افسانه انداخته بشه پاره کنه. کسی هست…

 

حتما این ضرب المثل رو شنیدید که می گن سر بی گناه پای دار می ره ولی بالای دار نمی ره ولی جمهوری اسلامی نشون داد که هر عرفی رو می شه شکست حتی اگه برباد دادن سر آدمهای بی گناه باشه. افسانه اولین و اخرین کسی نیست که در این کشور حکمی به ناحق دریافت کرده ، جالبتر از همه اینه که زنی در یک کشور اسلامی به خاطر تن دادن به زنا محکوم به اعدام می شه و زنی در کشور اسلامی دیگری به جرم دفاع از ناموس!!!

 

ولی شاید اینبار حکم شکسته بشه اگه شما هم با نجات زنی بیگناه از چوبه دار موافقید برید اینجا و امضا کنید.  

 

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٢
تگ ها :