اينهمه جوون بيکار

* امروز برای آزمون استخدامی بانک پارسیان رفته بودم. محل برگزاری آزمون ، دانشگاه امیر کبیر بود. به سر در دانشگاه که رسیدم از تعجب خشکم زد. جمعیت زیادی دم درب ورودی ایستاده بود ، به سختی تونستم داخل دانشگاه بشم. پیش خودم فکر کردم حتما امروز میتینگی چیزی داخل دانشگاه هست که اینهمه جمعیت جمع شده. اما نه همه مثل من یه کارت دستشون بود و دنبال سالن امتحان بودند. کمی جلوتر اطلاعیه ای رو برد دیدم که شکم رو به یقین تبدیل کرد. 4000 نفر برای این ازمون ثبت نام کردند (حدود 3000 نفر خانم و 1000 نفر اقا)  که در مجموع شاید 200 نفر قبول بشند!!

راستش دلم بیشتر برای اقایون سوخت. چون هنوز که هنوزه بیشتر بار زندگی رو دوش اقایونه. خیلی از شرکت کنندگان از شهرستان اومده بودند. از اصفهان و یزد و شمال و ....

بعد از امتحان که بیرون اومدیم خیلی از خانواده ها رو دیدیم که با ساک و با قیافه ای خسته منتظر بچه هاشون بودند. خیلی هاشون معلوم بود که تازه از راه رسیدند و احتمالا بلافاصله هم قصد رفتن داشتند. حتما براشون این ازمون خیلی مهم بود که این همه سختی رو به خودشون دادند. فقط امیدوارم که همشون یک شغل مناسب که دوستش دارند پیدا کنند تا حداقل خستگی به تنشون نمونه. (البته اگه قرار بود با دعا کارا درست بشه که الان مملکت باید گلستان بود)

 

** رئيس جمهور دوست داشتنی هم دات کام شد. فقط شرمنده منم مثل رسانه های وطنی يه چند ماهی از تاريخ روز عقبم و دير اعلام کردم.

 

*** يه خوبی وبلاگهای لو رفته پيش فک و فاميل اينه که هر چی پيغام داری می تونی همينجا بدی پس:

پسرعموی محترم لطفا اون فيلمی رو (دارو دسته نيويورکی ها)‌ که دو ماهه قراره برای من بگيری زودتر برام بيار.

افسانه جان امتحان چطور بود. به نظر من که سخت بود.

داداش فرهاد فردا صبح موقع رفتن سرکار دو تا نون تازه بگير. بربری خاش خاشی لطفا

 

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ آذر ۱۳۸٢
تگ ها :