اين نيز بگذرد...

* یه چیزایی هست که خیلی دوست دارم اینجابنویسم ولی دیگه روم نمی شه. مثلا اشتباهاتم توی زندگی ، یا کلاههایی که سرم رفته ، این اخری که خیلی بامزه بود ، تا من باشم دیگه سراغ کارهای پول در اوردنی نرم!!! حالا هر وقت حالم سر جاش اومد برای شما هم می گم تا یه خورده به من بخندید.

اما حداقل خودم رو با این جمله دلداری می دهم که هر شکستی مقدمه یک پیروزی بزرگه!!
 
** چه قدر دلم برای کلاردشت تنگ شده ، هر کدوم از شماها که از اون حوالی گذشتید یه داد به یاد من بکشید و یه نفس عمیق تا هوای مه الود و خنک بهشت من ریه هاتون رو تازه کنه. خوش به حالتون اگه الان اونجا هستید...
 
*** یه چیزی که خیلی برام جالبه دیدن ادمائیه که توی این دنیای مجازی (که خودمون ساختیم) عاشق می شوند ، فکر کنم باید چیز جالبی باشه که اول تفکر یک فرد رو بشناسی و بعد قیافه اون رو و صد البته شجاعت افرادی که به این جور وادیها گام بر می دارند چون شاید توی این دنیای مجازی همه ما سعی می کنیم چهره خوبمون رو نمایش بدیم و صحبتی از بدیهامون نکنیم ، اعتماد وقتی معنا پیدا می کنه که تو همه شخصیت فرد رو بشناسی نه فقط وجه خوبش ، ولی به هر حال امیدوارم همه اونائی که طعم عاشق شدن رو اینجا چشیدند خوشبخت بشند و به ما بی سواد ها هم بگند طعمش چطوریه؟ فکر کنم انگوری بتونه بگه مزه اش چطوریه. ( فقط خدا کنه طعم لیمو شیرین نده که زودی تلخ شه!!)
 
**** دید جذاب!! و سنتی جامعه ما به دخترها اجازه تنها موندن و تنها زندگی کردن رو نمی ده ، یک دختر ، تنها با اسم شوهر دارای هویت می شه ، هویتی مجازی که بعضی وقتها بهای سنگینی برای یک دختر داره ، گاهی اوقات این بها به قیمت از دست دادن روح و هویت انسان تموم می شه ،
 
حتما ماجرای کبری ، عروسی که مادر شوهرش رو به قتل رسونده والان در انتظار حکم اعدام هست رو شنیدید ، اصلا قصد پیش داوری ندارم فقط یک لحظه دختری 18 ساله رو تصور کنید که قراره یک عمر پیش شوهری 54 ساله زندگی کنه و مادر شوهر 75 ساله هم پیششونه ، به نظر شما کبری و همسرش توی این چند سالی که با هم زندگی کردند حرفی برای گفتن به هم داشتند؟؟؟ به نظر شما فرقی بین کبری و دخترانی که به کشورهای حاشیه خلیج فارس قاچاق می شوند تا عربهای پولدار رو راضی نگه دارند هست؟؟؟ فرق زنی که برای پول مجبور به خودفروشی است با کبری چیه؟؟
 
غیر از اینه که فقر و فرهنگ پائین خانواده ، کبری رو مجبور به ازدواج با مردی به سن پدرش کرده؟؟ این ازدواجه یا تجاوز؟  تجاوز به حقوق یک دختر ، تجاوز به احساسات و عواطف یک انسان ، دلم می سوزه ، برای جنسیتم ، برای ظلمی که به ما می شه ، برای تمام حقوقی که به خاطر زن بودنم از من دریغ می شه ، دلم برای همه کبری ها می سوزه ، دلم از این همه تبعیض گرفته است. از این همه نامردی و پلشتی جامعه و از همه بلاهائی که به سر هم جنسانم می یاد بیزارم.
به نظر شما مقصر کیه؟؟؟
  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ دی ۱۳۸٢
تگ ها :