مهريه

یک هفته ننوشتن و سکوت ، فکر کنم حسابی از دستم راحت بودید!! اما دل من که برای نوشتن پر می زنه حتی اگه شماها برای خوندن دلتون لک نزده باشه. فقط نمی دونم چرا مطلب قبلیم اقایون رو انقدر کفری کرده بود؟؟ تنهاتر از سکوت که مهریه خانمها رو پیش کشیده بود و گفته بود انقدر از مظلومیت خانمها دم نزنم!!! و سقراط هم که قرار شد یه زن 60 ساله بگیره بعد در مورد کبری نظر بده !! (البته یکی از بچه ها براش پیدا کرد منتها نمی دونم چرا جا زد؟؟)
 
اما بحث شیرین مهریه:
اخرین نامزدی که در خانواده ما انجام شد مهریه عروس خانم 1000 سکه طلا بود!!! حالا فرض کنیم این زوج خوشبخت که الان دل می دهند و قلوه میگیرند در اینده دچار مشکلاتی بشوند که قصد جدائی داشته باشند. (البته خدا نکنه) اگر زن حاضر به ادامه زندگی با مرد نباشه که جمله معروف مهرم حلال جونم ازاد رو به زبون می یاره و خلاص. ولی اگه مرد ناراضی باشه خیلی راحت می تونه بره یه زن دیگه بگیره و به زن هم بگه انقدر بشین تا موهات هم عین دندونات سفید بشه من طلاق بده نیستم. و خیلی راحت زندگی خودش رو ادامه بده.
تعداد معدودی از مردان حاضر به دادن مهریه می شوند. در واقع مهریه برای جبران ناتوانی قانون در برابر ظلم گروهی از مردان به زنان گذاشته شده. خانواده ها که اطمینانی به قانون کشور برای حمایت از دخترانشان ندارند این ترفند رو به کار می برند تا مانع از زورگوئی مرد به زنان شوند غافل از اینکه مردی که شعور برخورد با زن رو نداره حتی مهریه هم نمی تونه کاری انجام بده و روش اونو تغییر بده. شاید بهتر باشه به جای مهریه قانون طلاق و ازدواج در کشور ما تغییر کنه تا زنان هم حقی معادل مردان پیدا کنند تا لزومی به این ابزارها نباشه. مهریه در واقع توهینی به شعور و شخصیت یک زن هست ، مثل اینکه برای خرید کالائی برای اون قیمت تعیین کنی و از همه بدتر و مضحکتر چونه هایی که گاهی در این بین زده می شه تا تخفیفی گرفته بشه ، این نگاه کالائی به زن در کشور ما خیلی رایج و مورد پسنده ، خیلی وقتا با شنیدن مهریه بالای کسی بهش افرین می گیم و به زرنگ بودنش غبطه می خوریم حتی زنان ما هم نسبت به این مساله افتخار می کنند و مهریه بالاتر رو نشونه ارزش بیشتر می دونند ، ولی اقای "تنهاتر از سکوت" مساله اینه که در زمان کنونی که دختران ما کم کم اعتماد به نفس به تاراج رفته اشون رو به دست می اورند و به مرز خودباوری نزدیکتر می شوند کم کم این رسوم کهن و غلط هم به دست همین زنان از میان برداشته می شود ، رسومی که به زن به دید یک جنس دست دوم نه یک انسان نگاه می کنه.
می گی نه بشین و تماشا کن...
 
** جهان عزیز با اینکه اهل رفسنجانه و من سایه رفسنجانی ها رو با تیر می زنم ولی یه دوست خوب برای منه ، هفته پیش که برای یک ماموریت خطری به اصفهان رفته بود و کلی نگرانش شدیم ، حالا خوشبختانه برگشته ، اقا جهان همیشه سالم باشی و شاد. انقدرم ماموریتهای خطری نرو...
 
*** ابوجهل عزیز رو رد صلاحیت کردند (نامردا) ، با وجود اینکه قرار بود انتخابات رو تحریم کنم!! ولی اگه صمد جان شرکت می کرد میرفتیم زنجان برای رای دادن!! تا مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی باشه. (حالا فکر نکنید چون رد صلاحیت شده اینو می گما و خالی بندی می کنما. حالا سرچی ردت کردند صمد جان؟؟)
 
**** قرار بود این جمعه بریم درکه منتها انقدر از فضای روحانی که روزای جمعه توی کوه هست برامون تعریف کردند که ما قیدش رو زدیم!! تا حالا هر وقت می رفتیم با گروه می رفتیم و از راههای مالرو!! ما رو می بردند و چند تا بادیگاردم داشتیم اینه که متوجه این فضاهای روحانی نشده بودیم. ولی جدا دلم برای کوه رفتن تنگ شده. درسته که سریع خسته می شم و از لحاظ بدنی کم می یارم ولی به قله رسیدن ارزش تمام خستگی ها و بدن درد ها رو داره.
راستی چرا من انقدر عاشق طبیعتم؟؟!!
الان دلم پر می زنه برای کوههای سرسبز کلاردشت ، برای سکوتی که اون بالا هست ، برای شنیدن صدای پرنده شاد و خوشبختی که برای جفتش می خونه ، برای درختان تنومند و کهنسالی که سالیان ساله ریشه در اون خاک دارند ، برای خزه ها و پیچکهایی که دور درختها پیچیدند ، برای رودخونه پیچ در پیچی که صداش از هر موسیقی دلنوازتره ، برای علم کوهی که مغرورانه در انتهای جاده جا خوش کرده و ادم رو به مبارزه می طلبه و وسوسه فتحش ادم رو راحت نمی ذاره و ...
من می خوام برم کلاردشتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
 
  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ دی ۱۳۸٢
تگ ها :