دوزار گذشت داری يا مثل منی!!

* بالاخره انتخابات هم تموم شد!! هنوز نتیجه قطعی معلوم نیست. توی  تلویزیون لاریجانی هی از مردم همیشه در صحنه قدرانی می کنند که انقدر مشتهای محکم محکم تو دهن دشمنا زدند و همه شرکت کردند ، توی اینترنت هم هی از فهم و شعور بالای مردم تعریف می کنند که با رای ندادن خودشون نشون دادند که فهم سیاسیشون بالاست!! ما که اخر نفهمیدیم بالاخره تعداد رای دهنده ها زیاد بود یا کم. طرف ما که زیاد رای ندادند ، این زن عموم خونه ما بود یکساعت کله اش رو خوردم که نره رای بده ، اونم گفت باشه حتما ، اتفاقا تا ساعت 8 هم نیگرش داشتیم که یه وقت نره رای بده منتها تا رفت خونشون توسط عوامل خودفروخته (دخترعمو و خواهرش!!) اغفال شد و متاسفانه ساعت انتخابات هم تمدید شد و رفت رای داد!! حیف اون همه سخنرانی که براش کردم...

** یه چیزی که برام خیلی جالب و در عین حال دردناکه دیدن ادمهایی که برای هم دیگه جون می دند و هی قربون صدقه هم می رند ولی بعد از چند ماه می شنوی که دارن از هم جدا می شند ، واقعا فکر می کنید علتش چیه؟ اگه ادمی رو انقدر دوست داشته باشی چطور نمی تونی دیگه باهاش زندگی کنی؟

 مخصوصا توی این دنیای مجازی که خیلی ها کامنتها و یا مطالب عاشقانه برای هم می نویسند و بعد از یه مدت کارشون به چاقو و چاقوکشی می کشه و یا زن و شوهرهایی که بعد از یک نامزدی عاشقانه خالا قصد جدائی رو دارند!!

من فکر می کنم علت همه این موارد و این رفتارها اینه که دو شخص در واقع همدیگه رو نشناختند ، طرف رو اونجوری که دوست داشتند برای خودشون تجسم کردند ، یعنی رفتاری رو برای فرد مورد علاقشون در نظر گرفتند که مورد پسند خودشون بوده نه رفتار حقیقی شخص ، اینه که بعد از مواجهه شدن با حقیقت خیلی جا می خورند ، یا در واقع تحمل و قدرت پذیرش حقیقت رو ندارند.

به خاطر همینه که می گند سعی کن قبل از ازدواج چشمات رو خوب باز کنی و بعد از ازدواج ببندی ، اما متاسفانه توی جامعه ما همه عکس این قضیه عمل می کنند ، تا حد ممکن در دوران نامزدی از همه کارهای هم گذشت می کنند ولی بعد از عروسی و اطمینان اینکه دیگه خرمون از پل گذشته ، هیچ حرکت خلاف میلشون رو گذشت نمی کنند ، به خاطر همین امار طلاق و دعوا انقدر زیاد شده.

البته یه دلیل دیگه هم اینه که زنها یه خورده به حق و حقوقشون اشنا شدند ، توی نسلهای قبل از ما مثلی که به گوش هر عروسی اشنا بود این بود که: " با لباس سفید رفتی خونه شوهر با لباس سفید (کفن!!) هم باید بیرون بیای" داغ ننگ طلاق به قدری زشت و قبیح بود که هیچ زنی به خودش جرات فکر کردن به طلاق رو نمی داد ، هر چه قدر هم که شوهر بد بود ولی بهتر از ننگ بیوه شدن و تحمل نگاههای بد مردم بود ،  برای خیلی از زنها همین که سایه مردی بالای سرشون بود کفایت می کرد و از خیلی از رفتارهای مردشون علارغم بد بودن گذشت می کردند ،  مرد خدای زن محسوب می شد و زن برده ای که ملزم به اطلاعت بی چون و چرا بود ، اما امروزه دیگه این قید و بندها نیست و باکوچکترین برخوردی هیچ کدام گذشت نکرده و سریع کار به محضر کشیده می شه تا برگه ای که مثلا متضمن ازادی زن و مرد هست به دستشون داده بشه ، البته من قبول دارم که دربعضی از موارد طلاق خیلی هم خوبه ولی قبول کنید که خیلی از طلاقهای امروزی دلیل درست و حسابی نداره و فقط از کمبود گذشت سرچشمه می گیره .  مرد هنوز هم توی دوارن قدیم سیر می کنه و  عصر مرد سالاری و زن هم در رویای زن سالاری است و این می شه که ترجیح می دهند به جای شادی که می تونند به هم بدند زندگی رو به کام هم تلخ کنند تا برتری خودشون رو به هم ثابت کنند.

*** فهمیدید پریشب تا حالا 23 تا زلزله و پس زلزله توی دماوند اومده؟؟؟ این یعنی اینکه زلزله جان!! داره لحظه به لحظه داره به ماها نزدیک می شه. منطقه ای که ما توش زندگی می کنیم دقیقا روی خط گسل واقع شده ، یعنی اگه زلزله بیاد بدون هیچ ارفاقی  الفاتحمه الصلوات!! حالا برای خودم ناراحت نیستم ها. برای شماها ناراحتم که دیگه بی آزی می شید!! وگرنه ما که دیگه عمرمون رو کردیم و دل به این دنیا نداریم(خالی بندی که  توی این مملکت مالیات نداره(

**** دو روز پیش دوساعت با دراکولا سروکله می زدیم که این اپ دیت کردن وبلاگها رو اموزش از راه دور بده منتها اخر سر این شد که می بینید!! فکر نکنم اخرش اینو یاد بگیرم. البته یه وقت فکر نکنید استادم بلد نبود که به من یاد بده ها!!  مشکل از مسنجرهای دوتامون بود. وگرنه ما دو تا که هم استاد هم شاگرد باهوشیم!!

***** وقتی به بعضی از وبلاگها سر می زنی از اینکه انقدر دنیا و اطرافت رو ساده می بینی از خودت خجالت می کشی. منظورم از ساده دیدن قدرت کم تحلیلیت از جامعه ای که توش زندگی می کنی و مسائل اطرافته. خرس مهربون یکی از همون ادمای باکمالاته که باید بری وبلاگش رو بخونی. 

****** راستی یه جا شنیدم که ایرانیان قدیم 29 بهمن تا 5 اسفند رو به نام زمین و زن اسم گذاری کرده بودند. پس به همه خانمهای ایرانی تبریک می گم و امیدوارم سایشون همیشه بالاسر همسراشون باشه.

******* اینو شنیدید که می گه بر سر در قلبم نوشتم ورود عشق ممنوع ، عشق امد و گفت بی سواتم!!

حالا چه ربطی داشت؟ خودم هم نمی دونم.  دیدم همه عشق عشق می کنند گفتم منم یه افاضه ای کرده باشم!!

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ اسفند ۱۳۸٢
تگ ها :