طلاق!!

* متن قبلیم درباره طلاق بود ،  نظر یکی از دوستام برام جالب بود:

 

بحث خیلی پیچیده ای رو انتخاب کردی ولی من فکر می کنم اگه به جای مقاومت و سعی در حفظ رسوم قدیمی که باعث کم شدن طلاق یا زندگی زورکی می شه ، بهتره این فرهنگ جدیدتر را راحت بپذیریم و سعی در حذف کردن این دید که طلاق یک شکسته بکنیم مخصوصا اگه دید بد جامعه نسبت به خانم های جدا شده حذف بشه اون موقع به راحتی هر دو نفری که با هم مشکل دارند جدا می شن و زندگی جدیدی رو تجربه می کنن. چه اشکالی داره؟

 

نئوی عزیز من با طلاق مخالفتی ندارم. اتفاقا بعضی از مواقع بهترین کار برای دو انسانی که فقط مایه زجر هم هستند و زندگی رو به کام هم تلخ کردند همین جدا شدنه. اما اگه یه سر به دادگاههای خانواده بزنی می بینی که خیلی از دلایل طلاق احمقانه و بچگانه است. دخالتهای بی جای خانواده ها و توقع بی جای زن و شوهر از هم و پائین امدن درجه بردباری و نبود گذشت. مگه غیر از اینه که اکثرا طلاقها در سالهای اولیه ازدواج صورت می گیره. خوب فکر می کنی این به خاطر چیه؟ غیر از اینه که دو نفر ادم با فرهنگ و تربیت متفاوت قراره که حالا زیر یه سقف قرار بگیرند و با هم زندگی کنند ممکنه از لحاظ فکری دچار اختلاف بشند؟  بیشترین برخوردها و تضارب عقاید در همون سالهای اول صورت می گیره چون دو فرد هر کدوم سعی در کشف ناشناخته های طرف مقابلشون دارند. مخصوصا در ایران که اکثرا قبل از ازدواج روابط چندانی با هم ندارند (به غیر از تهران) و بنابراین شناخت کافی از هم ندارند. حالا اگه توی این شناختن هم دو فرد از اشتباهات همدیگه که خیلی هاش غیر عمدیه نگذرند مسلمه که این زندگی نمی تونه پایدار باشه و حتی اگه به قول تو به خاطر ترس از طلاق با هم زندگی کنند زندگی بدون روحی می شه که اصلا ارزشی نداره. پذیرفتن زندگی با انسانی دیگه مطمنا بخشی از ازدایهای عمل رو از ما می گیره و محدودیتهایی برامون به وجود می یاره چه برای زن و چه مرد. اما به نظر من این انتخاب باید انقدر ارزش داشته باشه که بتونی خودت رو مقید به زندگی و پذیرفتن گذشت کنی. اگر گذشت از طرف دو نفر باشه و اگه احساسی به نام محبت بین دو فرد حکمفرما باشه مسلما هیچ چیزی باعث گسستن این رشته نمی شه.

 

اما دید بد نسبت به زنان مطلقه (فکر نکنم کسی به مرد مطلقه با دید بد نگاه کنه!!) حق با توست. به هر حال تصمیم هر کس محترمه چون برای زندگی خودش تصمیم می گیره و این حقه اونه و هیچ کس اجازه نداره در مورد تصمیم دیگری به قضاوت بنشینه. اگر سازمانی برای حمایت کردن از چنین زنانی وجود داشت که از اونها حمایت کنه و براشون کار پیدا کنه که از لحاظ مالی مستقل بشند خیلی از مشکلاتشون حل می شد چون خیلی از زنهای مطلقه به خاطر مشکل مالی و وابسته بودن به خانواده دوباره اشتباه قبلی رو تکرار می کنند و در دام ازدواج دیگه ای می افتند که از اولی بدتره. اصلا بیشتر بدبختی زنان جامعه ما اینه که اکثرا از لحاظ مالی مستقل نیستند. من مطمئنم با استقلال مالی زنان خیلی از دیدهای بد جامعه و خیلی از فرهنگهای غلط ریشه کن می شه.

به نظر شما چطور می شه فرهنگهای غلط جامعه نسبت به زنان رو از بین برد؟

 

** زن دائیم از حول و حوش ولنک رد می شده که دو تا جوون رودیده که چیزی رو می فروشند وقتی نگه می داره واون دوتا دوون دوون می یان برای معرفی جنسشون می بینه که کیسه خوابه که دونه ای ده تومان می فروشند وقتی کیسه خواب رو تودستش می گیره می بینه نوشته made in usa ، فکر کنم قرار بوده از چادرهای بمی ها سر در بیاره حالا چطوری رسیده اونجا خدا عالمه!!!

 

*** یه تشکر به سقراط بدهکارم که دوست دارم توی وبلاگ خودم بهش بگم. مرسی سقراط عزیز به خاطر کاری که برام کردی چون خیلی برام ارزش داشت.

 

**** وبلاگ ابوجهل هم دونفره شد. سولماز عزیز هم بعد از این شریک ابوجهل شد و سه دانگ وبلاگ به نامش خورد. مبارکه. فقط سولماز جان ازش رسید بگیر بعدا نزنه زیرش. به این پسرا نمی شه اعتماد کرد ها ...

 

***** گفتم فرهنگ ياد وبلاگ نيک انديشان افتادم و سينای عزيز که يه گروه فعال راه انداخته برای تصحيح فرهنگ های غلط جامعه . ببينيد شما هم می تونيد توی اين گروه شرکت کنيد؟؟

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٢
تگ ها :