مذهب يا لامذهبی!!

* یه زمان رضا شاه می خواست به زور چادر از سر زنهای ایرانی برداره منتها نتونست ، خیلی  از ما راجع به اون زمان و زنهایی که خودشون رو توی خونه حبس می کردند تا مجبور به کشف حجاب نشند شنیدیم یا خوندیم ، حجاب یک زن معادل با شرف و ناموسش تلقی می شد ، حالا کاری رو که رضا شاه نتونست با زور انجام بده که همون بیرون راندن عقاید مذهبی از زندگی ایرانی ها بود این حکومت خیلی راحت داره انجام می ده  ، نگاه کنید که طی این 25 سال چه طوری مذهبی که با زندگی ایرانی ها عجین شده داره از بین می ره ، یه نگاه به مراسم های مذهبی بندازید و به هدف ادمهایی که به این مراسم می رند ، همه چیز رنگ و بوی ریا گرفته ، دسته ها پر از پسرهایی است که دائم چشمشون دنبال دخترهاییه که بزک کردند و برای تماشای دسته اومدند ، کوچکترها در اندیشه عشق بازی و بزرگتر ها در اندیشه فخر فروشی و نگران اینکه دسته اشان از همه بزرگتر و شکیل تر باشد ، حالا یه خورده بریم طرف شمال شهر ، جایی که امام حسین فقط بهانه ای برای مراسم و یا کارناولی است برای دختر و پسرهایی که از این بهانه برای عدم دخالت پلیس استفاده می کنند ، در واقع پارتی که به خاطر این روزها مشروعیت پیدا می کند تا پلیس بهانه ای برای دخالت نداشته باشد ، (مراسم شام غریبان در میدان محسنی) ، اینجا از مذهب برای از بین بردن مذهب استفاده می شه ، وقتی جشنهای ملی از مردم گرفته می شه و جوون امروزی جائی رو نداره که انرژی نهفته در خودش رو (چه مشروع چه غیر مشروع) تخلیه کنه ناچار از هر چیزی استفاده می کنه حتی اگه این کار به سخره گرفتن باورهای مذهبی مردم باشه ، در واقع گناهی متوجه این جوون نیست ، همیشه و در همه جا از هر کاری منع شده و تمام کارها برای اون ضد ارزش شمرده شده ، حالا داره از همون ارزشهایی که یه عمر به بهانه اونها همه شادیهاش رو ازش گرفتند سواستفاده می کنه ، وقتی راه اصلی رودخونه ای رو ببندی بعد از یه مدت می بینین که نهرهای کوچک اب از گوشه و کنار سعی می کنند تا راه خودشون رو پیدا کنند ممکنه که این راه اصلی نباشه و یا مدتی طول بکشه ولی به هیچ وجه نمی شه جلوی حرکت اب رو گرفت. فقط خدا کنه عواقب سیلی که بعدا راه می افته دامن ما رو نگیره.
 
** راستی هفته دیگه چهارشنبه سوری یادتون نره ها ، من که سفارش یه بسته صدتائی ترقه دادم (البته با دخترعموها ، فکر نکنم اخرش 5 تا هم دستم برسه) کلی کیف داره ، ماها برای این روز می ریم باغ یکی از اشناها و یه اتیش بزرگ هم درست می کنیم با پریدن از روی اتیش هر چی مرضه و درده می دیم بهش !! بعد با صورت گل انداخته و با ترقه ها دنبال هم می کنیم که همدیگه رو بترسونیم ، اونی که از همه دیرتر بیاد براش خیلی بد می شه چون همه به طرفش هجوم می برند و از همه طرف بهش ترقه می اندازن !! (البته شماها این کارا رو نکنید که خوبیت نداره ، وا دختر پسرهای گنده ، خجالت داره)
فقط حیف جای چند تا از بچه های وبلاگی توی اون روز خالیه که حسابی بترسونمشون!! مخصوصا بعضی ها!!!
 
 
**** این مطلب اخری زیتون با اینکه ضد زن بود ولی برام جالب بود چون خیلی از حرفاش رو قبول دارم ، خیلی از ضربه هایی که مازنان می خوریم بیشتر از خودمونه ، حالا این خراب بودن جنسمون یه چیز ذاتیه یا به خاطر قرار گرفتن توی این محیط خاص دچارش شدیم؟ من مطمئنم به خاطر محیطه ، ببینید یه دختر از سن پائین دیگه حق توی کوچه رفتن و رو نداره حقی که از پسر هیچ وقت گرفته نمی شه ، پسرها فرصت بیشتری برای ارتباط با جمع بیرون دارند و تفریح بیشتری ، دختری که از بچگی اوقات فراغتش رو مجبوره در خونه با جمع زنانه ای همراه بشه تفریحش نشستن پای حرف بزرگترهاست ، دختر هر چه بزرگتر می شه به عنوان یک همدمی برای مادر مطرح می شه که هر چی گله از اطرافیان داره به دختر می گه ، کم کم غیبت و زیر اب زنی جزو خصیصه همیشگی دختر می شه مخصوصا حسادت وقتی که جایگاه خودش رو در خطر می بینه ، حالا این جایگاه هر چی که می خواد باشه جایگاه معشوق بودن ، جایگاه فرزندی ، حتی جایگاه وبلاگ نویسی و ... . ولی این فقط مختص زنان نیست در بعضی از مواقع مردان گوی سبقت رو از زنان در این کار ربوده و حتی از شون جلو می زنند ، مخصوصا توی جامعه امروزی که چیزی که زیاده وقته و چیزی که کمه تفریحات معقوله و چه چیزی بهتر و لذت بخشتر و کم هزینه تر از غیبت کردن پشت سر همسایمون یا عمه جان یا حتی وبلاگ نویس بغل دستیمون!!
 
 
  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٢
تگ ها :