بازگشت

بالاخره پنج شنبه چشمم به جمال شیرپلا روشن شد. یکسالی بود که کوه نرفته بودم. یکسره گازش رو گرفتم و حدود 2.5 ساعت طول کشید تا برسم به پناهگاه.  هر چند ماهیچه پای راستم گرفت و دادم رو در اورد و دو روز بدن درد گرفتم ولی واقعا لذت داشت. با تشکر از اقای فرید که فرمودند بعضی وقت ها با افزایش ظرفیت روحی و روانی چیزی درست نمی شه و باید کاری رو که دوست داری و حقته انجام بدی. کوه رفتن ام بسیار لذت بخش بود. مخصوصا وقتی روی پشت بام شیرپلا نشسته بودم و به تهران دود گرفته نگاه می کردم. 

/ 5 نظر / 38 بازدید
عاشق کوهستان

به به ... سلام و درود ... خوشابحالتون[دست][دست][گل] با برنامه ریزی منظم و مستمر کوهنوردی کنید و بیشتر لذت ببرید البته سعی کنید با همراه سالم و باتجربه حداقل 3 نفر انجام دهید ببخشید زیاده جسارت شد ... راستی دست آقای فرید هم درد نکنه[چشمک]

بانوی تابستان

آآآآآآآآآآآخ که دلم ضعف رفت برای مسیر شیرپلا خصوصا صخره های پرانرژیش!!!!! نی نی گولی یکم که بزرگتر بشه و وابستگیش بهم کمتر باید حتما باهات این مسیر رو بیام.... تا می تونی لذت ببر آزی نی نی دار که بشی باید رو خیلیییییی چیزهایی که دوست داری تا مدت های مدید پا بگذاری!

وحید53

یه وقتایی رو خوبه برا خودمون بزاریم

فرید

به به، بالاخره پس از مدت ها پا به کوه شدید. مبارک باشه [گل] امیدوارم هرچه بیشتر از کوهها لذت ببرید

امین

چندین سال پیش از خوانندگان نوشته هاتون بودم تا زمانی ک از دست به کیبرد شدن در این فضای مجازی صرف نظر کردید‏!‏امروز دوباره به وبلاگتون سر زدم و دیدم که مدتی هست که اینجا مینویسیدو با نگاهی به نوشته ها متوجه شدم که در مسیر زندگیتون با همسفری همیشگی همراه شدید.تبریک میگم و آرزو میکنم فراز و نشیب زندگی دستتون رو از هم جدا نکنه