فعلا کمی ناامیدی

دوست دارم بچه دار شدن رو تجربه کنم. ولی از طرفی به شدت از محدودیت های  (بعد جسمانی و اقتصادی) بعدش می ترسم. می دونم باید روح و روان و جسمم رو اماده پذیرش این موجود بهشتی کنم تا بتونم خوشامدگویی درخوری برای فرزندم داشته باشم. امسال عمیقا دوست دارم از ایران مهاجرت کنم. کمبود اب، هوای سالم قابل تنفس و خط مشی های غلط سیاسی و اقتصادی مکان امنی برای رشد فرزندم به نظر نمی رسه. هر روز صبح با هول از خواب بیدار می شم و به خودم قول می دم اخبار روز رو نخونم. ولی دوباره اولین کارم مرور خبرهایی است که هر روز بیش از روز قبل چشم انداز تیره تری از زندگی در کشورم می ده. به همسرم هنگام قدم زدن در هوای بهاری روز زمستانی بهمن ماه می گفتم "قدیم اگه جنگ بود، بی پولی بود حداقل هوای تمیز و ابی و امید بود. ولی الان هیچ چیزی در اینده خوشایند به نظر نمی رسه".

خدا به همه مردم کشورم رحم و شفقت کنه و امیدوارم درک و فهم ما از زندگی بالاتر بره که از ماست که برماست.

ایرانم ببخش. 

/ 2 نظر / 7 بازدید
کانادا

ارزویم برای تمام مردم کشورم اینه بتونن بیان و چندماهیو در یک کشور جهان اول زندگی کنند نه توریستی بلکه زندگی کنند انوقت قدر کشور خودمون دستشون میاد و میفهمند تنها عیبش پر توقع بودمون و قدر چیزایی که داریمو نداریم و خیلی موقع ها مسیولیتی که به عهدمونه انجام نمیدیم که امه حمع میشه و باعث میشه جهان سوم بمونی و اینکه با یک گل بهار نمیشه

مريم

ولي خب نبايد تو سختي ها جاخالي بديم اين ماييم كه آينده ي كشورمون و ميسازيم من به شخصه زندگي تو سخت شرايط وطنمو به بهترين و آروم ترين زندگي در غرب ترجيح ميدم همه ي جان و تنم وطنم وطنم وطنم وطنم[گل][گل][گل][گل]