تفاسير متفاوت

۱) مریم و شهلا هر دو طلاق گرفته اند، بعد از طلاق هر کدوم یک طرز فکر دارند. مریم می گه: من شکست خوردم و زندگی ام فنا شد اما شهلا می گه: زندگی من تازه شروع شده است!!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

2) در خلال جنگ جهانی دوم، در زندان آشویتس نازی ها، هزاران فرد یهودی زندانی بودند، شرایط سخت و دشوار نفس این انسانها رو گرفته بود و هر کدوم خلق و خوئی متفاوت پیدا کرده بودند ولی از میان هزاران انسان دربند فردی به اسم ویکتور فرانکل کتابی به اسم انسان در جستجوی معنا رو خلق می کنه!

 

حوادثی از این دست خیلی زیاده، اتفاقات یکسان که اثرات متفاوتی رو افراد می ذاره و باعث عملهای متفاوت می شه. تا حالا فکر کردید چرا ما انسانها نسبت به یه حادثه یکسان عکس العمل متفاوتی نشون می دیم؟!

 

 به سیر برداری زیر که سیر به بار نشستن عمل ما رو نشون می ده نگاه کنید:

 

اتفاق یا محرک----> مغز(ضمیر ناخوداگاه)---->تفسیر،برداشت----> تصورات ذهنی---->حالت روحی معین---->اعمال

 

هر اتفاقی در دنیای بیرون رو ما با 5 حس اصلی دریافت می کنیم، این پیام به مغز منتقل می شه و ما یک تفسیر یا برداشت از اون ماجرا پیدا می کنیم و بر حسب اون تفسیر برای خودمون تصور ذهنی می سازم و مطابق با این تصور، حالت روحی خاصی پیدا می کنیم و سپس عملی مطابق با ان روحیه خاص انجام می دهیم.

 

تا حالا به اعمالتون به این صورت نگاه کرده بودید؟ تفاوت دیدگاه انسانها دقیقا از تفسیر های متفاوته. انسانهای موفق تفسیر های خاصی از حوادث داشتند، وقتی به ادیسون بعد از 999 بار شکست در به وجود اوردن برق، گفته شد که چطور با وجود این همه شکست به کارش ادامه می ده گفت: من شکست نخوردم بلکه 999 راهی رو کشف کردم که برق از اون تولید نمی شه!!

پس می شه نتیجه گرفت که رابطه ما با دنیای بیرون براساس واقعیات صرف نیست بلکه براساس برداشتهای ذهنی ما از واقعیات خارجی و بیرونیه. بنابراین با تغییر برداشتها از واقعیات می تونیم دنیای مطلوب و مورد قبول خودمون رو طراحی کنیم و بسازیم!!

 

بنابراین دنیای بیرون رو می شه به دو صورت نگاه کرد.

  1. در مقابلش عاجز و ناتوان و افسرده و ناامید و گرفتار حال بد شد.
  2. در برخورد با ان قوی و امیدوار بود و حالی خوش و خوب داشت.

 

توی سیر برداری که در ابتدای متن دیدید قسمت تصورات ذهنی رو  می شه به راحتی تغییر داد، حالا چرا این قسمت انقدر مهمه چون طبق قانون "هر عملی عکس العملی دارد"  هر ذهنیتی هم ویژگی، خاصیت، نقش و اثر خاص خودش رو داره. بنابراین در به کار گرفتن ذهنیت هامون باید دچار وسواس خاصی بشیم. چون تغییر و برنامه ریزی در این قسمت منجر به تغییر اعمالمون می شه.

 

ادامه دارد...07.gif

** بردیا یه جمله خیلی خوشگل توی کامنت قبلی برام نوشته بود، ؛کنفسيوس می گه :چون مار هشيار باش و به هر لونه و سوراخ موشی(ديتا-اطلاعات-آگاهی) سرک بکش و بو بکش و هنگام به کار بردن از اين آگاهی ها و هشياری ها همچون کبوتر باش.در مورد ان ال پی هم بايد به همين گونه باشيم. ؛35.gif

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ونداد

سلام یک ساله شدم تشریف بیارین قدمتون روی چشم

سيد

سلام .. طاعات و عبادات قبول حتما مشغول عبادتید که کمتر می بینمتون خواستم بگم ما را هم دعا می کنید؟ در این شبهای نورانی؟

homa

salam azy jan ....lotfan emailet ra chek kon ,,, barat ye name ferestadam,,, montazere javabet hastam

همه ما آدما يه نفر بيشتر نيستيم!(برديا گوران)

درود...از دید من نبايد زياد به ناخداگاه پرداخت و دستکاريش کرد.بايد که بذاری طبيعی بمونه.ولی خوب بايد کوشش کنيم که به ناخداگاهمون آگاه بشيم ولی دستکاريش نکنيم...شاگرد و آموزگار هم باشيم و نيک و شاد

مروارید عرفان

با سلام / من از وبلاگ دوستی به اينجا آمدم . مينويسم تا آغازی باشد برای اشنايی . کاملا درست نوشته ای هر انسانی با توجه به ديدی که به زندگی دارد . آينده اش را خواهد ساخت . شاد باشی .

محبت و زيبايي

سلام دوست خوب نازنينم! خيلی زيبا نوشتی... اما راستش به قول گری زوکاو ما انسانهای ورای پنچ حسی هستيم ...غیر از این ۵ حس احساسهای دیگری هم داریم که در ظاهر پیدا نیست... راستی نوشته های زوکاو را خوانده ای؟! نمی دانم به فارسی ترجمه شده يا نه؟ خصوصا کتاب آخريش خيلی بدرد خودشناسی ميخورد... اين هم آدرس سايتش است:www.Gary zukav.com دلت شاد دوست عزيزگلم!

darya

سلام....طبيعيه که از يه اتفاق تعابير متفاوتی ميشه...حالم خراب است بس خراب آزی جان

مژگان

حالا بيا واينو به يه عده بگو بهت می گن مرفه بی درد!!

afshin

بنظر من سر کشیدن به هر سوراخ موشی و کسب هر داده یا information یا هر چیز دیگه چندان هم خوب نیست ... چون اگر اینها زیاد شوند تصمیمگیری را مشکل می کنند ... بنظر من داشتن اطلاعات کم ولی غنی کمک بیشتری به انسان میتواند بکند ...