خود دوستی

به دوستم که حالم رو پرسیده بود می گم "در حال گذارم". می گه "نه در حال گذار نیستی در حال بازگشتی"! شاید حق با اون باشه. اما دیگه قرار نیست حسی رو سرکوب کنم. هر حسی که داشته باشم شاد، غمگین، سرحال یا فتیله انرژی پایین کشیده شده، من همینم که هستم. یه زمان هایی می تونم از دیوار راست برم بالا و یه زمانی عین معتادها فقط دوست دارم برم کنج تخت ام و بخوابم. سطح انرژی ام در تبادل با دیگران خیلی وقت ها پایین می یاد ولی برای منی که عاشق تبادل انرژی با بقیه هستم، از خیر ارتباط گذشتن نه تنها کار ساده ای نیست که زمان هایی غیرممکنه. فقط باید مدیریت روابط ام رو ارتقا بدم. مشکل دیگران نیستند. من باید مسئولیت هندل کردن روابط با دیگران رو به عهده بگیرم. ولی این روزا دیگه هیچ حسی برای ساپورت کردن دیگران ندارم. لامصب ته کشیده. دیگه از صحبت های یه طرفه گریزون ام. از انرژی دادن به بقیه فراری ام. این روزا خودم در بالای لیست اولویت های خودم هست. این روزا دارم خوددوستی رو تمرین می کنم.

/ 2 نظر / 6 بازدید
شادی

چه واژه خوبی.........خوددوستــــــــی این نوشتت خیلی مناسب حال فعلیه من بود... اســــــیر نگرانی عمیقی شده بودم ..که فکر می کنم نوشته های اسکاول شین و بعد نوشته تو حالم و بهتر کرد ........!!!! ولی وقتی بعضی آدمااا به خصوص توو محیط کار روو اعصاب آدم راه میرن،چه جوری میشه آروم تر و خونسردتر بود ....؟؟!......

TabrizParmis

حالا که حالت "در حال گذارم" هست ، مطمئن باش که بهترین حال روزگارو داری . . . همیشه اوجالاردا [گل]