سايکوسيبرنتيک

* اتفاق یا محرک---> مغز(ضمیر ناخوداگاه)--->تفسیر،برداشت---> تصورات ذهنی--->حالت روحی معین--->اعمال <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

همونطور که دفعه پیش توضیح دادم اعمال ما از این سیر برداری نشات می گیره، اگه ما بتونیم تفسیرهامون رو از زندگی تغییر بدیم علاوه بر تغییر اعمالمون یه تغییر کلی در منش و شخصیتمون هم به وجود می یاد، ولی حتی با تغییر تصورات ذهنی هم می شه اعمال رو تغییر داد، علم مدیریت ذهن به نام علم سایکو سیبرنتیک خونده می شه، نمی دونم با اینجور کتابها اشنا هستید یا نه، ولی شاید خیلی جاها حرف تفکر مثبت یا جملات مثبت رو شنیده باشید، شاید یکی از زیباترین و ساده ترین کتابهایی که در مورد جملات انرژی بخش و مثبت هست کتاب 4 اثر از فلورانس اسکاول شین باشه، کتابی سرشار از جملات روحیه بخش که به تو اطمینان می ده اگه با اعتقاد کلماتی رو بر زبان بیاری حتما به وقوع می پیونده، قدرت ایمان این زن برام خیلی جذاب بود، اصولا از ادمهایی که اینطور بر خلاف جامعه و با آگاهی از زشتی های جامعه اینطور مثبت اندیشانه حرکت می کنند خیلی خوشم می یاد، یه یک سری از جملات این کتاب نگاه کنید:

 

  • کلامتان را عوض کنید تا جهان شما عوض شود زیرا کلامتان جهانتان است.
  • ترس همان اندازه خطرناک است که نیروی برق کنترل نشده. پس واژه ها و اندیشه ها را باید با فهم و شعور به کار گرفت. تخیل کارگاه آدمی است. پس به خیالی آشفته که سر به شورش بر می دارد و تصاویر ترس و دلهره را نقش می کند، همان اندازه می توان اطمینان کرد که بخواهیم بر اسبی سرکش سوار شویم.
  • وقتی چشم امیدتان به خدا باشد، هیچ چیز انقدر عجیب نیست که راست نباشد. هیچ چیز انقدر عجیب نیست که پیش نیاید و هیچ چیز انقدر عجیب نیست که دیر نپاید.
  • رهایی از ترس یک راه بیشتر ندارد: تبدیل ترس به ایمان.
  • من همانقدر به خدا محتاجم که او به من  مشتاق. زیرا من ابزاری هستم در دست او تا مشیت خود را از طریق من به انجام رساند.
  • پیش از سحر تاریک است اما تاکنون نشده که افتاب طلوع نکند. به سحر اعتماد کنید!
  • در ملکوت مجال از دست رفته وجود ندارد. اگر دری بسته شود دروازه ای می گشاید.
  • هر انسان حلقه ای است در زنجیر خیر و صلاحم.

 

می دونید جملات بسیار ساده ای هستند ولی انگار پشت هر کدومشون دریایی از اعتقاد و ایمان وجود داره، اینکه تو علارغم هر کاری که دیگران با تو می کنند بتونی با ایمان بگی که "هر انسان حلقه ای است در زنجیر خیر و صلاحم" چیزی به جز یک روحیه پولادین و پر صلابت نمی تونه باشه.

 

حالا به غیر از این کتاب که فقط جملات مثبت رو مد نظر قرار می ده می تونید از کتابهای مدیریت ذهن (ماکسول مالتز)، نیروی تخیل مثبت (ژورف مورفی)، تقویت و تمرکز فکر (ژوزف مورفی)، قدرت معجزه آفرین تفکر مثبت (نورمن ونسان بیل) و... استفاده کنید. تمام این نویسندگان معتقدند که با برنامه ریزی ذهن و با به کار درست کلمه می تونیم بر ذهن و اعمالمون مسلط بشیم، من بهتون پیشنهاد می کنم 40 روز روزه مثبت اندیشی بگیرید و بعد از اتمام این دوره عملکرد این روزه رو بر روح و جسمتون بسنجید!!

 

** هفته پیش وقتی برای کاری به انقلاب رفته بودم، سه تا کتابفروشی کشف (توی خیابون جیحون) کشف کردم که کتابهای دست دوم می فروختند، کتاب دائی جان ناپلئون رو خیلی دوست داشتم بخرم که با دیدن قیمتش (10 تومان) پشیمون شدم، ولی اگه دنبال یه کتابی می گردید که حسابی بخندید این کتاب رو پیشنهاد می دهم.

عوضش یه کتاب قدیمی خریدم به اسم در سوگ سیاوش، فکر کنم این کتاب رو پویا پیشنهاد داده بود، هر چند حوصله نداشتم تا اخرش بخونم، ولی همون مفهوم ضمنی که ازش در اوردم در مورد اسطوره های ملی بود و تاثیری که در اسطوره های مذهبی داشته!  خیلی جالب بود، یه جورائی می خواست بگه که طرز عذاداری که ایرانیان امروز برای امام حسین (ع) در عاشورا دارند (عین علم بلند کردن و دسته راه انداختن)  وام گرفته شده از قدیمه، یعنی بعد از تسلط مسلمانان بر ایران و تغییر مذهبی ایرانیان، فرم عذاداری ها ی ایرانیان قدیم فقط از لحاظ اسمی تغییر داد و به جای پهلوانان اسطوره ای (عین سیاوش پاکزاد) جاش رو به شهید کربلا داد. البته همونطوری که حدس زدید زمان چاپ این کتاب برای قبل از انقلاب بود و الان ممنوع الچاپه ولی برای خوندن فکر کنم برای یه بار خوندن بیارزه.

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طه

سپاه صبح در راه است...

golabetoonkhanoomi

سلام......منهم چهار اثر اسکاول شين واقعا روم تاثير گذاشت و تو مثبت انديشی و حتی تقويت ايمان کمکم کرد. کتابهای کاترين پاندر هم حتما بهت سفارش ميکنم که بخونی. از اسکاول شين با مسما تره. مخصوصا قانون شفا و يه کتاب ديگه به اسم قانون توانگری. حتما بخون.

سید

سلام .. نمیدونم با این گرفتاری ها از یک طرف و مشکل بلاگفا و خطوط ارتباطی چه باید کرد و این دلتنگی ها ..؟ ... ممنون که سر می زنید و دلگرمی می بخشيد

همه ما آدما يه نفر بيشتر نيستيم!(برديا گوران)

داريوش در آن سنگ نبشته مي نويسد : كه وي چراگاهها و گله ها و برده ها و خانه هايي را كه گئوماتا (بردياي دروغين) از مردم و لشكريان گرفته بود به ايشان پس داد. بايد دانست كه گئوماتا اين زمينها و گله ها و خانه را براي خود نگرفته بود ، آنها را از توانگران ستانده تا بين بينوايان و نيازمندان بخش بخش و تقسيم كند. داريوش در بيست و نهم سپتامبر سال 522 پيش از زادروز مسيح به ياري چند تن از بزرگان پارس با نيرنگ و فريب توانست كه به زندگي و اصلاحات گئوماتا پايان دهد. كشتار بزرگي پس از كشته شدن گئوماتا از مغان زرتشتي روي داد و اين كشتار را هرودت به يوناني مگوفوني (Magophony) خوانده ، كه برابرِ پارسي آن مگوزتي (Magu-Zati) يعني «كشتار مغان» مي باشد. هرودت مي نويسد: پس از كشته شدن گئوماتاي مغ همه مردم آسيا به جز پارسيان از مرگ او غمگين و اندوهگين شدند و براي او گريه مي كردند. به سخن برخي از خاورشناسان ، گريه ي ايرانيان بر شهيد شدنِ حسين پسر علي (پيشواي سوم شيعيان) ريشه تاريخي داشته ، و ريشه آن ستم رفتني بس بزرگ بر گئوماتا و دلسوختگي ايرانيان بر او بوده است.

همه ما آدما يه نفر بيشتر نيستيم!(برديا گوران)

گئوماتا (بردیای دروغین) در سال 522 پيش از زادروزِ مسيح بر كمبوجيه پسر كورش شورش كرد. وي كه نام او از واژه ي «گاو» كه جانداري پاك در دين زرتشتي است ، گرفته شده است و به معناي «شناسنده ي نژاد گاوها» است ، گونه اي روش اشتراكي داشت و زمين هاي بزرگ و گله هاي بيشمار و بردگان را آزاد كرده به كشاورزي گماشت. او بيش از هفت ماه نتوانست پادشاهي كند ، ولي در اين مدت كوتاه كارهاي بزرگي انجام داد.هرودت روزگار نويس (مورخ) يوناني مي نويسد : كه گئوماتا در پي بهبود وضع همه ي مردم بوده است. ولي داريوش در سنگ نبشته ي خود در بيستون از روي كينه و دشمني كه با وي داشت ، وي را به باد ناسزا و دشنام گرفته و همه ي كارهاي بزرگ و اصلاحات او را ناديده گرفته است!

bahareh

سلام بــبخشيد ما تحقيقمان در باره فرافکنی هست اگر اشکالی ندارد به ما کمک کنيد و مطلبی اگر داريد به ايميل من بفرستيدliil16@yahoo.com یاbahare68m@yahoo.com ممنو ن میشیم مرســـــــــــــــــــی بای

darya

بابا ايول................

محبت و زيبايی

سلام دوست نازنينم! از معرفی نويسندگان و کتابهای پربار ممنونم... در دلم جای داری عزيز گلم! عیدت مبارک و دلت شاداب و پرنور!

مروارید عرفان

سلام دوست عزيز / خوشحال از حضور مهربونت . وبلاگ ارزشمندی داری آری چنين است از قدرت تفکر نبايد غافل بود . ما به آنچه می انديشيم می رسيم . از جملات عالی که نوشته بودی کپی برداشتم واين جمله از همه بيشتر به دلم نشست : آگر دری بسته شود دروازه ای می گشاید . شاد وموفق باشی . باز هم انتظارت را دارم .

yaloosh

کم پيدايی خانوم....