پذیرش خود

وبم برام شده یه دفتر خودشناسی که قابلیت مراجعه و فراموش نشدن رو داره. دیروز در یه گپ مشاوره ای دوستانه با عزیزی با زیرکی به نکته ای اشاره کرد که کاملا درست بود و یاد مطالب قبلیم افتادم. تا جایی که ذهنم یاری می ده در مطالب اخیرم سه جا به پذیرش بی قید و شرط دیگران اشاره کردم و تازه فهمیدم که منی که انقدر اشاره به پذیرش دیگران می کنم، نسبت به پذیرش بخش هایی از خودم مشکل دارم و این پذیرش نداشتن رو به دیگران فرافکنی می کنم! (پناه بر خدا از این موجود دوپا. نیشخند)

یکی یکی قضاوت می شیم و هر کسی از دید خودش به ادم نگاه می کنه و به خاطر برداشتی که نسبت به طرف مقابل داره در کنارش باقی می مونه. اما وقتی همه این پرده ها کنار بره و هر کسی موفق بشه یه نگاه کوچک به ذات واقعی یه فرد دیگه بندازه و باز هم پذیرای اون فرد با تمام سایه هاش باشه معلومه که دوست واقعیه.

اقای اروین یالوم با خودشناسی عمیقی که در این 80 ساله داشتند به طبع با سایه هاشون به توافق و ارامش رسیدند و فوق العاده در رابطه هاشون پذیرا هستند و پذیرش بی قید و شرط کارل راجرزی رو خیلی خوب منش خودشون کردند. ولی ما ادم های کمی معمولی تر که شاید دغدغه بزرگ زندگیمون مثل ایشون خودشناسی نباشه و هنوز سایه هایی داریم که خیلی بهشون احاطه نداریم خیلی نمی تونیم پذیرش بی قید و شرط نسبت به دیگران به خصوص نسبت به اطرافیانمون داشته باشیم چون بعضی وقت ها دغدغه و ناراحتی یه عزیز بدجوری دست می ذاره روی زخم های خودمون و واکنش بدی نشون می دیم.

اگه با روانشناسی کمی آشنایی داشته باشید می دونید یکی از چیزهایی که به خصوص بعد از کارل راجرز در بازار مراجع-مشاور یا روانکاو-بیمار خیلی عمومیت پیدا کرد و مهم شمرده شد پذیرش بی قید و شرط مراجع از سمت مشاور یا روانشناسه. یعنی فرد مراجعه کننده فقط در این فضای امن و پذیرفته شدنه که می تونه خود افشایی داشته باشه و از قضاوت مشاورش نترسه و در این فضاست که رشد فرد امکان پذیر می شه. و یکی از پیش شرط های مهم برای بنیان نهادن یک ارتباط عمیق اینه که فرد بدونه طرف مقابلش اون رو همونطوریکه هست پذیرفته.

 

/ 7 نظر / 31 بازدید
شادی

غیر از خودت دفتر خودشناسی برای خود ما هم شده...برای من که اینطوره به خصوص بعدازظهراااا سرکار که دارم چای می خورم... یه مرجع شده که وقتی با این موضوعات مواجه میشم میام راه حلم و می گیرم و کلی دعات می کنم [لبخند]

شادی

چشم ..چیزی به نظرم برسه حتما ...[لبخند]

natali

راهت پر نور تر زاد بانوی پا به راه...[گل]

سلام زندگی

اونم چه دفتری، یکی از مزایای وبلاگ نویسی همینه دیگه[لبخند] پاینده باشید انشالله . . .[گل]

مونا

يادم باشد كه من تنها نيستم، ما يك جمعيتيم كه تنهاييم، يادم باشد لازم است با خودم رو راست تر باشم از اينكه هستم، يادم باشد آنها كه دوستشان دارم ميتوانند دوستم نداشته باشند، يادم باشد كه باورهايم شايد دروغ باشند، يادم باشد آرامش جايي فراتر از ما نيست، يادم باشد در هر يقيني مي توان شك كرد و اين تكاپوي خرد است...

صدیق

سلام آزی جان . همین که با دقت و حوصله تمام نوسانها روحیت رو می نویسی و در اختیار همه ما می گذاری خودش یه خود افشاییه بزرگه کاری که شما و ناتالی به زیبایی از عهده اش بر اومدید . باور دارم که این خود افشایی فقط نزد انسانهای خاصی و خب مسلما روانشناس می تونه نتایج اصلاحی بسیار خوبی به همراه داشته باشه .آرزوی موفقیت در این راه ظریف و حساس دوستم .[گل][ماچ]

نرگس

سلام. دوست خوبم وبلاگ شما رو از این به بعد دنبال می‌کنم. منم مثل شما عاشق طبیعت و کوهم و البته از خوندن کتاب لذت می‌برم.