حداحافظ گری کوپر و افرودیت و سفر

* در حین خوندن کتاب "خداحافظ گری کوپر" نوشته رومن گاری همش وسوسه می شدم که بذارمش کنار. ولی کنجکاوی فهمیدن سرنوشت آدم هایی برف پرست بالای کوه مانع شد و داستان رو به پایان رسوندم. آدم های جالبی بودند که به هیچ وجه باهاشون، من یکی که همذات پنداری نداشتم و شاید یکی از دلایل نچسب بودن داستان برام همین بود. آدم های عجیب و غریبی که اینطور به نظر می رسید که هر کدوم برای فرار از درد یا کسی به کوه پناهنده شدند. به هر حال برای انتخاب و خوندن شاید بد نباشه. من که دوباره چند فصل اول رو مرور کردم چون بار اول هنگام خوندن کتاب یه جورایی ذهنم شاید به خاطر ثقیل بودن جمله ها فرار می کرد و فقط چشمم بود که بدون حضور ذهن و بی هیچ فهمی روی جملات skim می کرد.

** سفر برام حکم بنزینی رو می مونه که به ماشین از راه مونده ام می رسه. شاید تعبیر زنونه و لطیفی به نظر نرسه ولی الان فقط همین به نظرم رسید. بعد از جراحی مامان و مراقبت ازش، تنها چیزی که نیاز دارم یه سفره. به کوه، جنگل یا دشت. بعد یه نفس که از هوای پاکشون بکشم انرژیم برای چند وقتی ذخیره می شه و جواب می ده.

*** از ادم های آفرودیت تایپ (خدای عشق و زیبائی)خیلی خوشم می یاد مخصوصا افرودیت هایی که در کنارش تیپ های دیگه ای رو هم مثل آتنا (خدابانوی عقل و مهارت و حافظ  شهر آتن) و دیمیتر (خدابانوی غلات ، روزی دهنده و مادر) رو هم پرورش دادند. مثل همین خانم ژیلا بنی یعقوب که توی روزهای دور بودن از همسر زندانیش اینطور با کلمات بازی می کنه و متن های لطیف زنانه اش رو نثار محبوب دربندش می کنه.

ولی امان از آفرودیت خالی، که مثل هم دانشگاهی می شه که زنگ می زنه و می گه یه پسر مولتی میلیاردر گیر اوردم چه طوری تورش بزنم!!تعجب اونم از کی می پرسه!! یه ارتمیس تایپ (خدابانوی شکار و طبیعت وحشی) که توی دنیای شکار و زیر نور ماه داره برای خودش حیرون می گرده و مونده چرا تیر و کمونش رو نمی تونه با چیز دیگه ای عوض کنه.چشمک

پ.ن. اگه از خوندن این متن گیج شدید شاید این نوشته بتونه کمی کمکتون کنه. طبق نظر روانشناسان پیرو یونگ، تیپ های شخصیتی زنان (مردان) متاثر از 7 الهه (خدا) یونانی هستند. هر زنی این 7 تیپ شخصیتی رو در درونش داره ولی یکی از این تیپ ها غالبه که ممکنه در زمانهای مختلف ترتیب این غالب بودن عوض بشه و زمانی فرد می تونه به فردیت برسه که بتونه هر کدوم از این تیپ ها رو در درست سرجای خودش استفاده کنه.  

/ 20 نظر / 64 بازدید
نمایش نظرات قبلی
"اینجا آفریقاست"

"اینجا آفریقاست" آیا تا به حال سرزمین آفریقا را از نزدیک لمس کرده اید ؟ آیا ذهنیت شما هم مانند بسیاری از عزیزان سرزمینم از آفریقا بیایان است و تشنگی و گرسنگی ؟ شاید یک تکه جا مانده از بهشت خداوند را ببینید. اینجا آفریقاست... www.smash65.blogfa.com

دوست شما

«دوست داشتن، خيلي آن چيزي نيست كه تو فكر مي‏كني. خيلي اسرارآميز است و خيلي از كساني كه در آن بودند هيچ وقت ندانستند در آنند و خيلي از كساني كه درباره آن حرف زدند، فقط حرف زدند... دوست داشتن، او را با تمام بدي‏هايش، دوست‏ داشتني يافتن است. رابطه است چون چيزها نمي‏توانند با هم در ارتباطي عميق باشند مگر آنكه مثل هم باشند و فقط مثل‏ها مي‏توانند همديگر را دوست داشته باشند.. دوست داشتن كشش روح است نه كشش‏هاي نفس و هوس. كشش قلب است نه كوشش‏هاي پوچ و عبث. دوست داشتن، ديگري را داشتن است بدون زنجير زدن. ديگري را داشتن است در اوج از دست دادن. خوبترين‏ها را براي او خواستن است. حتي اگر خوبترين‏ها، تنها گذاشتن او باشد و حتي اگر واگذاري او به ديگري باشد و حتي اگر مرگ معشوق باشد. دوست داشتن معامله نيست اما در بين مردم جز اين نيست. نديدن و يافتن است. محاسبه نيست. ديوانه‏پنداريست. ندانسته خواستن است. تكيه به صورت نيست اتكاء به سيرت است. حبابي گذرا و زود مرگ نيست كه تو را در بر گيرد و زود هنگام تركت كند، قلب تو است كه تو آنرا در بر گرفته‏اي اما او بر تو است و تو را با خود خواهد برد. دوست داشتن پريدن است آنگاه كه توان

شاهین

سلام اول اینکه : دوستتون تایپش پرسفن است ، آفرودیت چنان خلاقیتی داره که هیچ وقت تو مخ زدن گیر نمیکنه ، دلیل دوم اینکه پرسفن به آرتمیس زیاد مراجعه میکنه،من فکر میکنم رابطه شما با دوستت رابطه آرتمیس پرسفن باشه ، و دیگر اینکه اصلا آرتمیسها با آفرودیتها بیشتر اوقات اتصالی دارن ، چون آتنا که این کارای آفرودیت رو وقت تلف کردن میدونه ، آرتمیس هم که کلا با عشوه و ناز و اصلا بخش زنانش مشکل داره ، خانم ژیلا بنی یعقوب هم اصولا آتنا آرتمیسه ! اون چیزی هم که شما متن لطیف ازش نام میبرید نوعی حمایت آرتمیسی ، حداکثر میشه توش کمی هرا یافت ، شاید! اما آفرودیت اصلا ! اینو تو لباس پوشیدنشون هم میشه فهمید !

شاهین

اول اینکه من شاگرد تورج نبودم ، من شاگرده شاگردای اون مثل دکتر شیری و سهیل رضایی بودم + یه کم مطالعه مستقیم اسطوره دو : در مورد ابرهه ، چون من اساسا با دین موافق نیستم(چیزی که ما به عنوان تاریخ دین میشناسیم)که بعدا راجب بهش بحث میکنیم body languageسه : آزی جان هر آرکتایپ میتونه نوع پوشش ، تکه کلام و خاصه خودش رو داشته باشه ، برای مثال آرتمیسها بیشتر از کتونی استفاده میکنن ، آفرودیتها کفش پاشنه بلند ، البته ، آفرودیت لباس ورزشی هم ممکنه بپوشه ، اما چیزی که اون بپوشه ، وای به حال ورزشگاه ، !نوعی از لباسه رقاصهای قبل از بازی بسکتبال رو ببین !آفرودیت الهه خوشی و لذته و چه لذتی براش بالاتر از وقت گذرونی با هرمس یه آفرودیت ممکنه به یه هرمس که دوستشه ، یا یه آفرودیت دیگه مراجعه کنه ، اما آرتمیس نه ! چون آرتمیس جلوی آفرودیت باید لنگ بندازه در مصافه خلاقیت آفرودیت کسی رو قبول داره که بتونه از لحاظ زیبایی و شعف ارضاش کنه ، اونموقع حرفشم قبوله ، آفرودیت خیلی زرنگه ، تا لبه چشمه میبره ، شده خودش آب بخوره ،

شاهین

!شاید طرف از تشنگی هلاک شه ، اما تو توره آرسه بعدم آفرودیت با یه آرس ، یا هرمس ارضا میشه ، آفرودیت براش شادی مهمه ، اینقدر پی مال و منال و ماشینه صفرنیست ، اون پرسفنه که ( مثل بعضی از دخترای حالا) در ازای کمپانی سازنده ی خودروی خودشونو در اختیار قرار میدن ، البته قصد جسارت ندارم ،اما پرسفن همیشه در پی سرویس میگرده ، شام ، رستوران ، پول ، ماشین و اگرم یکی بهتر پیدا کنه شاید پر ! چرا ؟چون دختره دیمیتره آزیه عزیز اما اگر همین پرسفن خانم ما بشه ملکه پرسفن زمین حادث نوبری میشه که آفرودیتهای نا آگاه باید بدوند و هیچ وقت بهش نمیرسن !خانم شینودا بولن ، یکی از همین پرسفناست !آخه دختره گل چرا یهو میری تو آتنا ! تضاد خواسته ها و اهداف ....آفرودیت (البته آگاه )دقیقا میدونه چی میخواد ، اما جلوش زیاد از هدف حرف نزن ، اما !چه زیبا زمانیست که خانمی آتناو آفرودیتش بالا باشه ، چی میشه ، محشره البته آزیه عزیز ، نود درصد دختران ایران ، پرسفن هستند ، اونایی که فکر میکنن آفرودیتن ، !پرسفنهایی با نقابه آفرودیتن

شاهین

!پرسفنهایی با نقابه آفرودیتن چرا ؟ به خاطر تاریخ نا خوآگاه جمعی ما ، با این ناخودآگاه آرس آلوده به پوزیدون اونم ناآگاه چطور پیه آفرودیت میگردی ، اکثرا آفرودیت از ایران خارج میشن ، البته اینم جای بحث داره بعدن بهش میپردازیم اون عشوه و ناز نمیتونه بیاد چون آفرودیت خیلی بیمرزه ، مثل پوزیدون ، هرمس ، دیونسوس ، اما آرتمیس خوده مرزه ! قصه رو یادت بیاد که آرتمیس با اکتاین فقط به خاطره نگاه کردن بهش باهاشون چیکار کرد (ص68نمادهای اسطورهای) البته بله میتونی آفرودیتت رو هم داشته باشی ، ولی یه کم باید تابو شکنی کنی بیان غریزی طبیعت جنسی ، البته نه با همه!با اونایی که آفرودیت سرشون میشه و بیشتر دوستان همجنس، دوستان غیر همجنس هم میتونن باشن ، خریدن لباسهایی با رنگهای شاد ، شروع ورزش برای زیبایی بدن ، استفاده دیگر گون از لوزم آرایش ، یه هزینه رو برای لباس و لوزم آرایش ، عطرو ایجور چیزا بذار کنار ، دخترای خوشگل رو بیشتر نگاه کن ، همین طور پسرا رو و اگر خوشت نیومد از کارت !به خودت نگاه کن چرا اینجوریهیه شوی ویکتوریا سکرت هست ، میتونی تو اینتر نت سرچ کنی و نگاهش کنی کمک میکنه بتونی آفرودیت رو ببینی

شاهین

فکر کنم سوم :بله رقص آرکتایپی دقیقا یعنی همین که بتونی آرکتایپها رو کنار هم زندگی کنی ، اما ...منظوره من خانم بنی یعقوب بود ، مثلا خانم نظر آهاری آفرودیتی هم کنار آرتمیسش داره ، اما من در لباس پوشیدن ، آرایش و ژست های خانم بنی یعقوب همچین چیزی ندیدم ، اصلا اگر آفرودیت در ایشون بالا بود ، چنین راهی رو انتخاب نمیکردن اما خودم هرمسی هستم که به دلیل حادث هام دیونسوس و پوزیدون رو خوب زندگی کردم و در خانه ای آپولو زئوسی با پدری سرهنگ بزرگ شدم ، آفرودیت هم در خونمون نسبتا خوب در جریانه ، خواهرم و مامانم آفرودیتهای خوبی دارن

اویس

با سلام در حال بازدید از وبلاگتون بودم که گفتم نظری بدهم. وبلاگ خوبی دارید. با توچه به اینکه مضمون وبلاگ هامون یکیست از شما تقاضا دارم به وبلاگم سر بزنید و اگر خواستار تبادل لینک بودید حتما در نظرات بنویسید. رد پای مهربانی شما در وبلاگم خالیست با تشکر : اویس باکفایت (نویسنده وبلاگ خواف شریف)

تارا

سلام زادبانو جان[گل] سفرنامه خیلی جالبی داری خانم من هم مثل تو عاشق رمان هستم عید نزدیکه بیا یه سری به من بزن و فکر سفر تازه ای بکن

سارا

اونی که میخواد بخاطر پول کسیو تور کنه آفرودیت نیست آفرودیت دنبال عشق و لذت خودش هست نه پول یا مقام یا شهرت