فراموشی...

* چه قدر زمان زود می گذره ، چه قدر هوا لطیفه ، چه قدر وبلاگ نویسی کار قشنگیه ، چه قدر من خودخواهم!! چه قدر زمان برای اون زن بمی که چهار تا بچه  هاش رو از دست داده دیر می گذره چه قدر از هوا برای اهالی بم نکبت و بدبختی میباره چه قدر سیه روزی و بدبختی!! چه قدر من خودخواهم. خودخواه خودخواه خودخواه....<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

همه عاطفه ها فوران می کنه ، همه مهربون و با احساس می شوند ، صفهای طولانی دادن خون ، جنسهای اهدائی فراوان ، اهای ادما برید کنار بذارید تا من هم کمک کنم تا برای وجدان به خواب رفته ام لالائی باشه تا مبادا از خواب نازش بلند شه ، بذارید من هم دل بسوزونم تا همه فکر کنند که چه ادم نیکی هستم. اجازه بدید خانمها و اقایان ، یکی اینجاست که برای ارضای خودخواهی خودش برای ادما دل می سوزونه ، یکی اینجاست که هنوز می تونه بگه ، بخنده ، وبلاگ بنویسه در حالیکه دخترای همسن و سال اون دیگه امنیتی توی اون شهر ویران نداره ، دختری اینجاست که هنوز زنده است ولی بچه های همسن اون توی گورهای دسته جمعی دفن شدند.

چه قدر خودخواهی بده  ولی نه چه قدر خوبه. چه قدر وجدانهای به خواب رفته خوبه. هیسسسسسسسسس

یه وقت بیدارش نکنید. بذارید راحت بخوابه تا من هم زندگیم رو کنم. نذارید غم و غصه دیگران دل منو ریش کنه اجازه بدید غصه هر کس مال خودش باشه ، بذارید من من باشم و تو تو ، اجازه ندید که دنیای طلائیم خراب شه ، خودخواه خودخواه خودخواه...

 

** اون متن بالا رو فقط برای خودم نوشتم وگرنه شماها که همه خوبید ، راستش عاطفه و احساسات خیلی خوبه ، کمک به همنوع خیلی خوبه ، دست ادمائی که تا حالا محتاج کسی نبودند و قهر طبیعت الان دامنشون رو گرفته خیلی خوبه ولی بدتر از اون فراموشیه ، فراموشی فراموشی

چند سال پیش که بعد از حدود چند سال از وقوع زلزله رودبار و منجیل به سرعین رفته بودیم چیزی که دقیقا یادمه بچه های 6 ، 7 ساله و حتی کوچکتری بودند که سبزی کوهی رو با دستهای کوچولوشون جمع می کردند و به مسافرها می فروختند ، وقتی ازشون پرسیدند گفتند که خونه هاشون کاملا ویران شده و هیچ (هیچ!!) کمکی از طرف دولت برای بازسازی خونه  ها انجام نشده ، به یکی از خونه  ها هم سر زدیم یه اتاق کوچولو که معلوم بود خودشون ساختند و بقایای خونه که به طرز مسخره ای به ما دهن کجی می کرد ، دوباره طبق عادت انسانی متاسف شدیم کمکی کردیم و دوباره طبق عادت انسانی اون موضوع رو به فراموشی سپردیم ، الان در مورد وضعیت بم هم همین طوره بیایم این بار فراموش نکنیم ، توی نیمه راه رهاشون نکنیم ، احتیاج این ادما به غیر از پول و خون ما محبت ماست و دادن این احساس امنیت به اونها که از یاد نمی رن ، که ما پشتشون هستیم ، که برای بازسازی ویرانه ها کمکشون می کنیم ، که این بار خونه ها رو طوری علم می کنیم که حتی چنین زلزله ای دوباره نتونه عزیزانشون رو ازشون بگیره ، بیایم برای یکبار که شده فراموش نکنیم....

 

*** نی لبک چه ایده جالبی داره. ببینید شما هم می تونید باهاش همراه بشید؟؟؟

 

/ 20 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرفسور چرتولوفسكي

چي بگم كه درباره ي زلزله ي بم همه ي گفتني ها رو گفتن .پس بهتره من ديگه دهنمو ببندم .......تا بععععععد

انديشه

وقتی واسه خودت می نويسی بيشتر راست ميگی. موفق باشی . به منم سر بزن

ammar

اين سقراط انگاری زودتر از من فهميده که آژی خانم صبح تا شب پای اينترنته..........من حسرت به دلم موند که يه بار مسنجر باز کنيم اين آزی نباشه.........از اون دندونها.....حالا بابا شوخی کردم...حالا بيا و از فردا تحويل هم نميگيره...ولی جون من يه کم وقت بده آزی...بذار جوهرش خشک بشه بعد آپ ديت کن...زا اون دندونها.....راستی از توضيحات ناقصم بايد ببخشيد..وسطش هم که اون موضوع پيش اومد.....خلاصه ببخشيد

ammar

در مورد آپ ديت بايد عرض کنم که خوب خوبه که تو هم مثل من فهميدی که خوابی...و سعی کردی که بيدار بشی.....بازم خودمون...بابا ....... به وقل معروف....يه ضرب المثل انگليسی ميگه که کسی که خوابه رو ميشه بيدارش کرد...ولی کسی که خودش رو به خواب ميزنه رو نميشه بيدار کرد...........آزی جون پاشو بيدار شو که کار خودته....يه وقت فکر نکنی اينار و ميگم که فردا راه بيفتی پاشی بری بم.............بابا بی خيال شو.......در مورد طرح نی لبک که واقعا طرح جالبی هست......من که خودم از دستم کاری برنمياد....باید روی عملی کردنش زحمت کشید...ولی تلاشم رو ميکنم که به برو بچ داشنگامون بگم.....ببينم چی ميشه.....سبز باشي

سقراط حکیم

هميشه تشنه نهر آب بيند! گرسنه نان سنگک خواب بيند!! برهنه خرقه ی سنجاب بيند!! شتر در خواب بيند پنبه دانه!!! گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه !!!! بدون شرح :)))))))

رضا

سلام ممنون آزی جان .... حکايت اين واقعه و وقايع پيشين همچنان مفتوح خواهد ماند اگر همگی ازان بيش از ابراز همدردی پند ديگری نگيريم .... ممنون که لطف کردی و خوشحالم کردی .... شاد باشی

سقراط حکیم

سلام. نوشته تو حذف کردی؟ يا آس اس پی من کش کرده؟ ... اگه حذف کردی لطفاْ توضيح بده چرا! ... اتفاق خاصی افتاد؟

محسن

سلام نوشته هاي شما را خواندم مخصوصا" در مورد زلزلهء بم . روزهاي اول به عنوان كمك رسان انجا بودم و تعدادي عكس گرفته ام . رايانه ندارم اگر تمايلي به ديدن عكسها داريد لطفا" برايم پيغام بگذاريد . متشكرم ساعت 55 : 9 صبح روز پنجشنبه 23 / 11 / 1382