استينتو بالا بزن. ثواب داره!!

*روز جمعه از صبح از اتاق برادرم صدای تلق و تلوق می اومد. معلوم نبود صبح به این زودی چی کار داره می کنه. بعد از یکساعت که حس فضولیم به شدت گل کرده بود به بهانه CD گرفتن به اتاقش رفتم.33.gif از دیدن صحنه روبروم بهت زده شدم. اخوی محترم داشت کمد اتاقش رو که نزدیک به 20ساله دست بهش نزده تمیز می کرد. 11.gifاین که می گم جدیه. هر وقت که مامانم می خواست اتاقش رو تمیز کنه در کمد رو قفل می کرد که مامانم وسوسه نشه تمیزش کنه. اما حال خود تنبلش داشت تمیز می کرد. مجلات قدیمی ، کتابهایی از دوران مهد کودک به بعد ، تست های کنکور ، ماشین ها و اسباب بازیهای دوران بچگی و ... تازه یه بسته پول پاره پوره 20 و50 و 100 تومانی هم داشت که به من داد ببرم بانک تعویض کنم فکر کنم حدود 8650 تومان شد. خلاصه حسابی به تمیز کاری افتاده بود.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 حالا جریان چیه؟ از وقتی که مامانم بهش گفته می خوایم برات استین بالا بزنیم داداش من از این رو به اون رو شده. 30.gifخدائی این استین بالا زدن برای اقایون چه انگیزه ای بهشون می ده و چه قدر زرنگشون می کنه. کافیه اگه یه داداش تنبل تو خونه دارید فقط این کلمه جادوئی "می خوام برات استین بالا بزنم" رو بر زبون بیارید که یکدفعه با یک چرخش رفتار 180 درجه ای رو برو می شید. فقط سعی کنید زیاد همه جا به کارش نبرید چون اینطوری دیگه بهتون اعتماد نمی کنه. خلاصه کلام بادا بادا مبارک بادا ایشالله مبارک بادا..........35.gif ایشالله یه روز هم برای شما

 

فقط  نمی دونم یه هو چرا نگران شدم که به وقت کورش (بچه آینده داداشم اینا دیگه ، اخه داداش من خیلی عرق ملی داره اسم بچه اش حتما باید اصیل !! باشه) به من نگه عمه!! نمی دونم چرا فکر می کنم اگه بگه عمه احتمالا منو زیاد دوست نداره. اخه می دونید که بچه برادرا نسبت به اسم عمه الرژی دارن برای همین با وجود اینکه من خودم با عمه ام اینا مشکلی ندارم ولی ترجیح می دم کسی به من نگه عمه.

فکر کنم باید بهش یاد بدم به من بگه آزی جون.33.gif حالا اگه جونش رو هم نگفت ، نگفت. 31.gif

ولی نه!! اگه بعدا خواست دامادم بشه اگه به من بگه ازی که خیلی بده!!28.gif

 اصلا چطوره بگه ازی خانم. ولی نه اینطوری که خیلی رسمیه.34.gif

پس چی کار کنم؟ اصلا به درک بگه همون عمه بهتره. 31.gif

 

اره عمه به فدات کورش عزیزم . الهی قربون دست و پای بلوریت بشم عزیزم.10.gif اه نه احتمالا چون عروس دوماد سبزه اند سبزه می شه. الهی قربون اون پوست مخملی خوشگلت عمه بشه.07.gif تپل مپل من ، داماد خوشگلم!! 10.gifببین چه دختر خوشگلی می خوام بهت بدم ، عمه رو ببین دختر عمه همین شکلیه!! چرا صورتت رو این طوری 26.gifمی کنی ورپریده بی چشم و رو . اگه یک کلام به دخترم بد بگی من می دونم و تو!! چی؟ هر چی بخوای می گی ، پسره جلنبل.... بی حیا12.gif ، این لنگه کفش من کو تا ادمت کنم!! اهای نفس کش...

 

اره داشتم می گفتم. نمی دونم چرا بچه برادرا با عمه ها خوب نیستن. شماها می دونید چرا؟؟؟؟06.gif30.gif

 

**مرسی عمار عزیز. اولین قسمت نوشته هات خیلی به دلم نشست. می خواستم دیگه چیزی اینجا ننویسم اما با خوندن متن تو یکدفعه یادم اومد که با اینکه نمی دونم چرا زنده ام ولی هنوز زنده ام پس می شه نوشت بدون اینکه بدونی چرا می نویسی. (چی گفتم!!)  اما تو هم بهتره به جای دلداری دادن جماعت شکست خورده بشینی سر درست تا سال دیگه لازم نباشه ما برات قصه حسین کرد شبستری بگیم و کلی هم بیفتی تو خرج…04.gif

*** يه دوست دارم به اسم سقراط خالی بند که دست بهروز رو هم از پشت بسته!!!07.gif قراره ۱۰۰۰ تا کار برای من گير بياره. هر کی کار می خواد ادرس بده سر جيک ثانيه داداش سقراط دستش رو بند می کنه04.gif (اخه داداش من تو بشين مقاله های ضد زنت رو بنويس تو رو چه به اين خالی بنديها03.gif)

/ 12 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
jahan/جهان

سلام ... حال شما ؟ .. چه جالب ؟ واقعاٌ اينقذه انگيزه داشت ..؟ من که يک ساله درام به هر طريقی از اين استين بالا زدن خانواده فرار ميکنمD: .. .. لابد داداشی خيلی احساس تنهايی ميکنه .. . يه کم بيشتر بهش محبت کن اونوقت يه کم منطقی فکر ميکنه و از فکر ازدواج بيرون مياد ... ولي چه عمه شدی خدا بخير بگذرونه ... بيچاره داماد اينده ات ... بعدشم شايد بر عکس شد داداشت دختر دار شد و شما پسر دار حالا تا اخرشو خودت بخون .... ممنون بابت لينک مجدد ... راستی من خودم از رنگ تيره متنفرم و حتی بندرت توی محرم مشکی می پوشم .... اين قالب هم اتفاقی ترکیب رنگش تیره شد ...

jahan/جهان

راستی شما از چه رنگهايی خوشتون مياد؟

gholi

قشنگ نوشتی عمه بعدازاين.....ميشناسی؟

jahan/جهان

سلام .. اينجا را ببين و بگو چيکارش کنم ..http://azy1.persianblog.ir

نیوشا

سلام دوست عزیز چقدر قشنگ و روان مینویسی باور کن خیلی کیف کردم کلی خندیدم ...راست میگی همیشه یه حسی بین عمه ها و برادر زاه ها وجود دارد البته باز هم به عروس خونه بستگی داره سه تا از برادر ها م ازدواج کردند و با خانم یکی از انها رابطه خیلی خوبی دارم و بچه هاشو هم خیلی دوست دارم طور ی که وقتی کوچیک بودند و من به مدرسه میرفتم برای دوباره دیدنشان دل تنگ میشدم ...اما خب از انموقع خیلی سال گذشته و حالا بزرگ شدند و منهم از انها دورم ولی باز دوستشان دارم ...خوشحال میشم به من هم سر بزنی...

shafagh

سلام اميدوارم بچه برادرت عمه دوست از آب دربياد ! پيش ما هم بيا!

عطا

سلام داش آزی.خوبی عزيز؟خيلی چاکريم.آزی جون اگه اينجوری تنبلی از بين ميره بريم سه پيچ مادرم بشم که استين بزنه بالا برام.از همين فردا اويزونه مامانم ميشم.شرمنده که دير اومدم

سمن

سلام. ممنون از توصيه هات ولی مشکل اينجاست که من داداش ندارم.

ایمان

سلام آزی خانوم گل... وبلاگ خيلی خيلی قشنگ و جالبی داری... متنت هم خيلی قشنگ و خودمونی بود... دوباره بهت سر ميزنم... به دوستت هم سلام برسون... همونی که اصلاْ نميدونه کامپیوتر چيه!!!