شیرین لبی شیرین تبار

دوستی اهنگی از همای بدین مضمون برام فرستاده که عجیب روم تاثیر گذاشت و براش زدم دستت درد نکنه این اهنگ رو گوش دادم و هی بغض کردم. این روزا چه هوای دلم گرفته که با هر تقی بارونی می شه. عجبا.

شیرین لبی شیرین تبار

مست و می آلود و خمار

مه پاره ای بی بند و بار

با عشوه های  بی شمار

هم کرده یاران را ملول

هم برده از  دلها  قرار

مجموع مه رویان کنار

تو یار بی همتا  کنار

زلفت چو افشان میکنی

ما را پریشان میکنی

آخر من از گیسوی تو

خود را بیاویزم به دار

یاران هوار مردم هوار

از دست این بی بند و بار

از کف بدادم اعتبار

می میزنم جام پیاپی میزنم

 هی میزنم هی میزنم بی اختیار

/ 7 نظر / 18 بازدید
بالالایکا

سلام ، تازه کشفتون کردم به یمن جادوی رومن رولان. خوشحالم از اینکه با مادر وبلاگی ده ساله حرف میزنم . اینجوری حداقل میتونم امیدوار باشم سنتون در حدی هست که تجارب مشترک داشته باشیم . ممنون بخاطر پرواز همای .

رضا م

درود ! اوه اوه ا همای ! نشنیده بودم؟ ولی لازم شد ! شعرش که معرکه ست .. اسم وبلاگتون خیلی اشناست ؟[متفکر] تو کتاب بلندی های بادگیر بود ؟ جان شیفته ؟ نمی دونم ! پیر شدم جافظه م یاری نمی کنه ! اجازه لینک کردن می دین ؟ [خجالت]

ثمانه

سلام هر وقت مطالبتون رو می خونم یا حسا و تجربیاتتون رو گذروندم یادر حال گذروندش هستم برام خیلی جالب بود.بهتون تبریک میگم بابت این همه تلاش برای رشد.من میکس آتنا و آرتمیس هستم.حدود 1ساله تلاش می کنم آرکتایپهای دیگمو زندگی کنم.منم دیمیترم خیلی پایینه و آفرودیتم تسخیر شده اگه راه حل های خوبی برای به تعادل رسوندن به ذهنتون میرسه به من بگین ممنون میشم.

امیر

من این آهنگ رو خیلی دوست دارم [قلب]

(کوهستان تنها)

سلام دوست قدیمی این روزا حال و روز خیلیا بارونیه حال و روز این ملت مدتهاست که بارونیه هم ماهی....

فرزانه

.اي چقدر شعرش معرکه بود