امتحان زبان

*توی زندگیم بیشتر از هر چیزی از وابسته شدن می ترسم ، از محبت ناب و خالص ، نه به خاطر اینکه از محبت کردن یا محبت دیدن واهمه داشته باشم ، نه! <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بلکه به خاطر از دست دادن ، همیشه هر بدست اوردنی از دست دادنی هم داره ، سعی می کنم در کنار محبت کردن همیشه یادم باشه که این رفتنیه ، حالا این رفتن به هر نحوی که می خواد باشه ، یه زمانی بی پروا به همه چیز عشق می ورزیدم  و همه چیز رو ابدی می دونستم ولی زندگی به من یاد داد که هیچ چیزی پایدار نیست حتی اگه محبت خالص باشه ، چه قدر ضربه خوردم ، شاید اگه از همون بچگی یاد می گرفتم که به اندازه دوست داشته باشم نه زیاده از حد الان اینطوری نبودم. یاد گرفتم که بغض و اندوهم رو توی خودم بریزم ، شادی من مال همه است ولی ناراحتی حریم خصوصی منه که هیچ کسی رو توی اون راه نیست ، حریمی که فقط و فقط مال خودمه ، اینو دیگه مطمئنم کسی از من نمی تونه بگیره...

 

** چند ساعت دیگه امتحان زبان دارم و نشستم دارم این چرندیات رو می نویسم30.gif ، این ترم اصلا درس نخوندم مثل این بچه های کودن تنبل شده بودم که سرکلاس حواسش همه جا بود الا به استاد. ولی آزی به آزاده قول داده که ترم بعد مثل بچه ادم !! بشینه درس بخونه ، قول شرف وگرنه وبلاگش رو ازش می گیره می اندازه توی کوزه ...

 

*** یه درس دیگه شروع کردم که خیلی دوستش دارم ولی متاسفانه استادش از این استاد تنبلهاست که جون ادم رو می گیره دو کلام درس بده ، تازه حالا می فهمم استادایی که می بینند شاگرداشون به درس علاقه ندارن چی می کشند ، چون الان من هم به همین صورت دارم بال بال می زنم ببینم ادامه درس چی می شه! ولی استاد محترم عین خیالش نیست. 14.gif

 

**** این بحث مهریه خیلی بامزه بود ، نی نی جون که گفت تو وبلاگم اعلام کنم ایشون مهریه اصلا نمی خوان!! (با خانواده مزاحم می شیم!!03.gif)  شفق نازنین مهریه رو به کندن مو از خرس تشبیه کرد! (خدائی خیلی باحال گفتی05.gif) داداش حامد که حق طلاق رو به جای مهریه پیشنهاد داد ، ارپه خوبم  که نسبت به تغییر اوضاع زنان خیلی ناامیده!! (چرا خانومی همچین تغییرش بدیم07.gif) ، نیوشای گلم  که معتقده زن در ایران مثل کالاست ، دکتر رضای عزیز هم گفتند که اگه قرار به جدائی باشه هیچ مهریه ای زخمی رو که تو دل یه زن مطلقه ایجاد می کنه خوب نمی کنه ، کوروش عزیز که دلیل بودن مهریه رو ندونستن حقوق مساوی زن و مرد در ایران می دونند ، جهان معتقده که تا یه حدودی مهرِیه خوبه ولی از اون که بیشتر بشه حالت تجارت پیدا می کنه ، عمار هم که طبق معمول جو گرفته اش گفته من با زن ذلیلی مخالفم!! (اولا که چه ربطی داشت ثانیا دقت کردید اونائی که از همه بیشتر دم از مرد بودن و مخالفت با زن ذلیلی می زنند اخر سر از همه بدتر می شوند04.gif) ، اندیشه جان و سینا که یه لینک توپ معرفی کردند برای اونائی که می خوان مهریه نگیرند ، سقراط  که مهریه بالا رو نشونه حماقت مردان می دونه!! (اقا هستند دیگه04.gif) و اما تنها تر از سکوت عزیز هم که زنان رو به گرگانی تشبیه کردند که قصد دارند پوست از تن اقایون بکنند!!! (لابد حقشونه دیگه03.gif)

 

به هر حال مرسی از نظراتتون ، فقط یه چیز دیگه ، اولا توی ایران و با این مجموعه قوانینی که ما داریم مهریه چیز لازم و ضروریه ، مخصوصا با نظر دکتر رضا موافقم که ازدواج رو در کشور ما به یک معامله* تشبیه کردند ، پس اگه از دید یک معامله نگاه کنیم هم خانواده دختر و هم پسر حق دارند که سعی کنند معامله رو به نفع خودشون تنظیم کنند ، اما اینکه گفتند که هیچ مهریه ای نمی تونه ناراحتی یک زن مطلقه رو کم کنه من با این هم موافقم ولی دکتر جان در نظر بگیر یک زن مطلقه با مهریه ای که می گیره می تونه از لحاظ مالی از خانواده اش بی نیاز باشه و حقارت سربار بودن هم به درداش اضافه نشه ، چون درسته که از ناراحتیش کم نمی شه ولی حداقل به ناراحتیش اضافه هم نمی شه.

اما تنها تر از سکوت عزیز ، اگه زنان و خانواده هایی رو می بینی که مثل گرگ شدند و به قول تو داماد بیچاره رو تحت فشار می ذارن معلول همون زورگوئیهای سالهای پیش پدر و پدران ماست. هر ازادی عملی با خودش بدیهایی هم همراه داره ، این زورگوئیها به خاطر زنجیرهایی است که کم کم از دست زنان داره باز می شه  که بعضی وقتها این باز شدن زنجیرها به گروهی از مردان هم اسیب می رسونه و کسی نمی تونه جلوی این اسیب رو بگیره ، هر به قدرت رسیدنی با خودش فساد به همراه داره ، چه مربوط به قشر زنان باشه چه مردان ، پس ای کاش به جای اندیشیدن به رسیدن به قدرت چه زنان و چه مردان به فکر همترازی با هم باشیم نه برتر بودن.

 

* من بدبختو بگو که اصلا توی معامله شانس ندارم و همش ضرر می کنم!!! 02.gif04.gif

/ 33 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nights

ببين منم آی کيومو از دست دادم.ولی اگه يه روزی تونستم اين کارو بکنم بهت ميگم.توام گير دادی به اين آی کيو ها( آرم دراکولا با چندتا خنده اضافه )

nights

من کشف کردم دقيقا چطوريه ولی ديگه دارم ميرم خونه. بعدا بهت ميگم . وبلاگتو صابون بزن

سقراط حکیم

سلام آزی... خبری ازت نيست! ... نکنه بالاخره دزديدنت! ... يعنی همونی که بهش وابسته شده بودی اومد دزديدت!! :))) ... براش متاسفم چون خودش رو بيچاره کرد! :) ... راستی من وقت نکردم برم قرار خاله زنک ها!! :) ... اگه تو رفتی برات متاسفم :(... قربانت. داداش سقراط

ali

تو همه جور امتحان موفق باشی

ammar

خوب.......ببينم تو که اپ ديت نميکنی..درس هم که نميخونی.....پنج شنبه هم که نميای(دندون)........پس تو چی کار ميکنی؟......بابا کوه نورد.........کوه پيما!!!!!!

شفق

سلام آزاده جان!برای من دنیای مجازی وجود نداره ... وب نویسی هم به همون اندازه برام مهمه که نماز خوندن !!!من برای وقت تلف کردن نمی نویسم و نمی خونم ...نمی دونم چرا فکر کردی ناراحتم؟؟؟هرچند ناراحتی هم بخشی از دنیای ماست ...در هر حال از دقت نظرت ممنونم وخیالت راحت من یاد گرفتم مشکلات رو حل کنم نه اینکه غصه اش رو بخورم ... تو هم به عنوان یه دوست اگه دوست داری بشنو ... تو دنیای مجازی ات هم برای خودت عزت نفس قائل باش ! ...دختر خوب دوست داشتنی هستی ... شفق

mehdi

وبلاگ زيبا و پر طرفداری داری يه سر به من بزن شايد وبلاگ من هم مشتری پيدا کرد طنز درباره امتحان هست

ایمان

سلام... ميگم خوب همه رو به جون هم انداختی آزی خانوم...!!! دقت کردی اصلاْ بعضی وقتا حس درس خوندن نيست و آدم شروع می کنه کاری رو که وقتش نيست انجام ميده؟!؟!؟ خيلی جالبه... ميام پيشت... راستی به سيتای رامينينا سلام برسونننننننننن...!!!

foot

دخترا فکر میکنن همه پسرا معتادند . خوب چرا چون .... تو جواب بده