بی قرارم

 

بی‌قرارم

می‌خواهم بروم

می‌خواهم بمانم

دارم در ترانه‌ئی مبهم زاده می‌شوم

گونه‌هایم گُر گرفته است

تشنه نیستم

می‌خواهم تنها بمانم

در اتاق را آهسته ببند

شب پیش خواب باران و پائیزی نیامده را دیدم

انگار که تعبیر تمام رفتن‌ها

بازگشتِ به زادرودِ شقایق است - علی صالحی

            

/ 3 نظر / 7 بازدید
سحر

هر ثانیه که میگذرد چیزی از تورا با خود میبرد زمان غارتگر غریبی است.... همه چیز را بدون اجازه ام میبرد وتنها یک چیز را همیشه فراموش میکند احساس دوست داشتن تورا....؟؟؟ سلام روز بخير مهربون..امروز كه داشتم از اين ورا رد مي شدم به كلبه قشنگت سرزدم و لذت بردم...دوست داشتي به كلبه آبجي سحرت هم سربزن...با آپ جديدي حضورصميمي شما مهربون رو به انتظار نشستم. درضمن يه سري لينك جالب هم برات بالاي وبلاگ گذاشتم كه اميدوارم خوشت بياد من كه خودم آموزش فال قهوه و مستند مرگ مرد يخي رو خيلي دوست دارم،البته آموزش تعميرات خودرو هم چيز جالبيه كه ديدنش خالي از لطف نيست... اميدوارم شما هم خوشت بياد..روز قشنگ و هفته اي پراز شادي رو برات آرزومندم.....

شاه سليمان

بي قرارم زورم به ولد چموش درون نمي رسد جا مانده ام از قافله آرزوهايم سبز و زرد و سرخ از من گذشتند و اينك خسته ام ناتوان از ادامه بازي ميگذارم تا خنده حضار بر سرم ببارد و تسليم غرش شيرهاي ميدان شوم آبروئي براي گلادياتورها نگذاشته ام من باخته ام

شاه سليمان

طفلك علي صالحي بستريه تو بيمارستان