نگاهی به گذشته!

* رفته بودم به بایگانی نوشته های قدیمی وبلاگم. نوشته ها و دعواهای کامنتی اون موقع رو می خوندم و هی می خندیدم. چه قدر شاد و پرانرژی و بامزه بودیم اون موقع ها. جای همه دوستها و دشمن های دوست نما خالی. خوبه همه نوشته هامو نگه داشتم. زمانی می خواستم پاکشون کنم ولی بعد به خودم گفتم بد یا خوب، تلخ یا شیرین اون ها جزئی از خودت هستند و نمی تونی منکرشون بشی. پس فقط بگذر. ولی الان خیلی خوشحالم که هستند. سیر بالا و پایین رفتن های روحیم رو خوب نشون می ده و شده یه جور زندگینامه این سال ها. بذار ببینم درست از مهر 81 شروع به نوشتن کردم. کم و زیاد، پایین و بالا تا به اینجا رسیدم. اینجایی که هم دوستش دارم  هم نیم نگاهی به آسمان دارم!

** کتاب دومی که از این حاج رضای ولایت فقیهی خوندم "بی وتن" اه. برخلاف نظر خیلی از منتقدین و دوستداران و دشمنانش من از "بی وتن" بیشتر از "من او" خوشم اومد. "بی وتن" نقل داستان سرگشتگی انسان مذهبی در دنیای مدرن امروزیه (در آمریکا کشور فرصت ها!)، کشمکش بین نیمه سنتی و نیمه مذهبی.

این نقد هم به نظرم منصفانه و جالب اومد.

/ 4 نظر / 8 بازدید
بزرگترین سایت دوستیابی در ایران

سلام..یه سایت دوستیابی جدید بیا عضو بشو ...یه جایی پر از امکانات ...دندون گیره.... و دوستانتو دعوت کن اینم لینکش http://360forlove.ning.com/main/authorization/signUp

فاطمه

سلام آزی جونم.. وبلاگ و آرشیو وبلاگ هم برای خودش عالمی داره... با خوبی و بدیش از اینکه با دنیا وبلاگ آشنا شدم راضیم...

سینا

درود همین نوشته های قبلی باعث شدن که یادی هم از دوستان قدیم بکنی. همه نوشته های من مشاوره بوده خوب شد که آدرسات رو نوشتی تا همه خواننده ها بهت دسترسی داشته باشن شاداب باشی

سینا

باز ممنون که بهم سر زدی. خوشحال می شم نظرت رو در مورد مطلب قبلیم برامون بنویسی. می دونم که ناراحت یا حتی ممکنه عصبانی بشی. ولی به نظر من حقیقتی که وجود داره. شما که نظرت رو در مورد رفتار مرد نوشتی چقدر کمک کردی تا مردی بشناسدت و رفتارش رو همراهی کردی؟(این سوال رو زیاد جدی نگیر ، یک جلب هوشیاری بود) شاداب باشی