ذهنم عین ساعت کار می کنه!

دو سه شبه حالم خیلی بد بود و شب ها بی خوابی می کشیدم و دلیلش رو نمی فهمیدم.  تا اینکه گذشته رو چک کردم و دیدم این چند روز دقیقا سالگرد اتفاقی بود که هر چند سعی کرده بودم خوداگاهانه و مصممانه فراموش کنم ولی ناخوداگاهم کاملا به یاد داشت و با بی خوابی ها و دل نگرانی هام به یادش اورد. پناه از این ذهن مکار!

یاد سریال اناتومی گری افتادم. زنی به بیمارستان اورده شده بود و وقتی سابقه پزشکی اش رو بررسی کردند دیدند در طی 5 سال گذشته دقیقا در همین تاریخ به بیمارستان اورده شده و علت دقیق بیماری اش تشخیص داده نمی شد ولی بعد از یک روز بودن در بیمارستان فرد بهبودیش رو به دست می اورد و ترخیص می شد بدون اینکه دکترها علت بیماری و علت بهبودش رو بفهمند. بعد با فضولی های خانم دکتری معلوم شد که 5 سال قبل در چنین روزی فرد یکی از نزدیکانش رو از دست داده و چون به دلایلی قادر به سوگواری نبوده بدنش در این تاریخ به صورت ناخوداگاه واکنش نشون می داده و حالش رو خراب می کرده! دوباره پناه از این ذهن مکار!

/ 3 نظر / 5 بازدید
امیر

تجربه این یادآوری ها و رنجش رو دارم، خیلی سخته ولی زود گذره، خداوند پشت و پناهتان[گل]

نازبانو

آره ضمیر ناخودآگاه اینقدر بازی هاش ظریفه که دقیقل طوری وانمود میکنه که انگار همه جیز طبیعه

سارا

عااااااااااااالی بود! چه راهنمایی خوبی بود برای این روزهای من[گل]