فرهنگ سازی!!

* این لینک رو از وبلاگ ابوجهل و سولماز عزیز 07.gifکش رفتم ، در مورد خاطرات یک خبرنگار امریکائی از سفرش به ایران و نقد پوشش دختران امروزی است  ((کریستف اما بلافاصله به سراغ اصل مطلب می‌رود: «زنان و دخترانی که اگر بدون پوشش مناسب اسلامی از خانه خارج شوند به زندان خواهند افتاد، این روزها از لباس‌هایی استفاده می‌کنند که نه تنها جذابیت‌های سکسی آنها را خفه نمی‌کند، که آنها را برجسته‌تر هم می‌کند.» و توضیح می‌دهد که: «طبق قانون، زنان مجبور هستند موهای سرشان را بپوشانند و به عنوان پوشش یا از چادر استفاده کنند یا از اورکت‌هایی که مانتو نامیده می‌شود. مانتوهایی که باید رنگ‌هایی تیره داشته باشند و بدن‌نما نباشند. اما اینجا در شیراز، لباسهای روشن، کیپ و شهوت‌برانگیز مد روز است.»)) ، چند روز پیش هم که به پاساژ ونک رفته بودم و شاهد تذکرات و بگیر و ببندهای نیروهای انتظامی به پسرها و دخترهائی بودم که توصیفشون رو کریستف کرده ، بعد یاد دوران دانش آموزی خودم افتادم و سختگیریهای بی جائی که توسط اولیای مدرسه به ما تحمیل می شد ، هر نوع پوشش سفید و رنگ روشن اخطار داشت از جوراب بگیر تا کفش و کاپشن و ... هر روز صورت و دستامون توسط ناظم مدرسه چک می شد تا خدای نکرده نه دستی به صورتمون برده باشیم نه ناخنی بلند باشه ، هر چند ماه یک دفعه کیفهامون رو می گشتند تا نامه دوست پسری یا عکس ورزشکار یا بازیگری توی کیفمون نباشه ، توی مدرسه با اینکه به غیر از بابای مدرسه کس دیگه ای نبود که اونم اکثرا توی حیاط نبود ولی باید حجابمون کامل بود و موئی بیرون نبود ، چادر حجاب قانونی مدرسه محسوب می شد و هر روز ما رو توی افتاب یکساعت می نشوندند تا سخنرانی های مذهبی کنند و ما رو به راه راست هدایت کنند ، این مدارس تنها تاثیری که روی من داشت این بود که به مامانم الان می گم من به شخصه بچه ام رو هرگز در چنین مدارسی نمی ذارم ، جائی که به شخصیت بچه ها احترام نمی گذاشتند و تنها هدفشون شستشوی مغزی بود ، حالا اون همه فشار رو حساب کنید و اومدن خاتمی که اگه هیچی هیچی نداشت برداشتن اون همه فشار روی پوشش زنها بود و آزادی بیانی که به ما اعطا کرد ، بچه های نسل بعد از ما که یه دفعه اون فشارها از روشون برداشته شد و وضعیتشون اینی شد که الان توی خیابونها شاهدش هستیم ، پوششهایی که خیلی خیلی تحریک کننده تر از وضعیت برهنگیه ، با اینکه من شخصا هیچ وقت از چنین پوششهایی استفاده نمی کنم ولی الان هم معتقدم که پوشش یک چیز کاملا شخصیه و هر کسی مختاره هر جوری که دوست داره رفتار کنه ، ادمهائی که به زور می خواهند نظر خودشون رو به اشخاص دیگه تحمیل کنند از نظر من هیچ ارزشی ندارند ، شاید این فرهنگ مخرب باشه ولی باید بدونیم که فرهنگ الان نتیجه سیاستهای غلط گذشته فرهنگیان و سیاستمداران ما است ، نتیجه شعار "یا روسری یا توسری" سالهای اول انقلابه ، بی بند و باریهای پسران و دختران امروزی ما نتیجه بگیر و ببندها و شلاق زدنهای سر خود سالهای قبله. پس اون خرهائی که توی مجلس نشستند و می خوان لایحه حجاب(!) ارائه بدهند و معتقدند که زن نمی تونه رئیس مجلس بشه چون چشم در چشم اقایون می شه برند خودشون رو درست کنند و کاری به کار این جوونهای بدبخت بی آینده نداشته باشند که هر چی الان داریم می کشیم از نفهم بازیهای اون دوره همین ادمهاست. با بگیر و ببند و زور هیچ فرهنگی نه درست نمی شه نه ساخته می شه فقط و فقط خرابتر می شه.... والسلام

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

** چه قدر دوست دارم یه بارون تند بیاد منم ولیعصر رو از بالا بیام پائین ، بعد خیس خیس بشم انقدر که بعد از خیس شدن این تن مادیم ، روحم هم شستشو داده بشه تا بشم عین دوران بچگیم صاف و ساده ، همون آزی کوچولو که دلم براش تنگ شده   ، برای معصومیتش ، شیطنتها ، مهربونیها ، بدجنسی ها ، دعوا کردنها ، کتک زدن و خوردنها (البته بیشتر می خورد!!) ، برای هپلی شدن ، اینکه بره بیرون وقتی برمی گرده خونه داد مامانش در بیاد ازبس که پچل بود!!! برای درخت بالارفتن ، برای مارمولک و سوسک گرفتن و دنبال دخترای فامیل کردن و ترسوندنشون ، برای دوچرخه سواری ، برای بی خیال بودن ، برای خودش بودن ، برای مهربونی های بی توقعش ، برای ادمهای زمان بچگیش خیلی دلم تنگ شده...

 

*** من واقعا لذت می برم از اینکه می بینم بعضی ها دارن به تکامل می رسن و وقت وبلاگ به روز کردن ندارند03.gif ، ایشالله یه روزی هم نوبت ما بشه که به تکامل برسیم!!04.gif انقدرم هم لطفا هر چیزی رو به چیزهای دیگه ربط ندید. اخه دوچرخه سواری چه ربطی داره به فمینیسم افراطی بودن!! 06.gifحالا یه ضرب المثل هم هست که همین منظور رو می رسونه که دیگه من نمی گم چون اینجا یه محیط فرهنگیه و خوبیت نداره!! 09.gif

 

**** ادمها دو جورن ، یا کسائی که رک و پوست کنده چیزی رو که توی کله اشون می گذره به تو می گند یا اونائی که برای یه حرف ساده یه جمله رو صدبار می پیچونند و تو اخرش هم نمی فهمی منظورشون چی بوده ، ولی من به شخصه با گروه اول راحتترم ، چون نمی تونم از پیچ در پیچ کردن یه جمله ساده به منظور طرف مقابل پی ببرم پس همیشه با من همینطوری باشید...

 

***** سیب زمینی از اون مواد خوراکیه که در نظر اول خیلی بی مزه به نظر می رسه ، اما همین سیب زمینی رو اگه یه مدت بندازی وسط یه اتیش سرخ و بعد وقتی که حسابی سیاه شد درش بیاری و با نمک و گلپر بخوری خیلی مزه می ده ، البته بعضی از سیب زمینی ها انقدر سیب زمینی هستند که با وجود اینکه می بینی پوستش سیاه سیاه شده ولی وقتی بازش می کنی می بینی که مغزش خام خامه که البته بستگی به نوع سیب زمینیش داره. پس با حرارت تند اتیش بپزید و نوش جان کنید که خیلی مزه می ده... 07.gif

 

****** شنیدید که اسرائیل تهدید کرده که سپتامبر (همین مهر خودمون) به نیروگاههای هسته ای ایران حمله می کنه؟

 

******* اخرین لینک این مطلب رو با یه خبر شاد تموم می کنم. حکم اعدام افسانه نوروزی لغو شد. 07.gifخوشحالم که حداقل یه بار از یه حکم ناحق جلوگیری شد. افسانه عزیز به خاطر گرفتن حقت خوشحالم..07.gif

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بينای کور

سلام آزی جان...جايزه نفر سوم هر چی هست واسم پست کن.........اگه نقدی هست شماره حساب بدم :))))))))))

بينای کور

پس اگر پدران ما اشتباه کردن ما هم نباید اونقدر عقب عقب بریم تا از اون ور بام بیفتیم.البته من روشی که بروی شما و یا خودم توی مدارس اعمال میشد مخالفم. ولی نباید از اون ور بیفتیم...در مورد تیکه های هم که انداختی اشکال نداره...تون از اون روز ..این هم از نوشته های الانت....ربط دوچرخه سواری با اینی که گفتم در این بود که برای اینکه ساختار شکنی بکنی نصفه شبی بری دچرخه سواری و کله خودت رو بشکونی..امیدوارم متوجه ربطش شده باشی.....فکر نميکردم که قدرت تجزيه و تحليلت اينقدر ضعيف باشه:))))))

بينای کور

آزی عزیز...اشتباهای که معمولا می شود این هست که همه محدودیت ها مثل محدودیتی هست که والیدن ما به ما به اسم دین اعمال کردن ونتیجه اش نابسامانی اجتماعی هست که الان اغلب دین گریز و در شکلی دین ستیز شدن.....اما این نتیجه که گفتی بچه ات رو هیچگاه مدارس مذهبی نمیذاری ناشی از یک اشتباه هست.. خواهر خوبم.....محدودیتها برای رشد وبالندگی توانایی ها لازم است...متاسفانه ما میخواهیم راهی رو بریم که غرب رفته و الان از کرده خودش پشیمان هست...آزادی فردی و محدودیت اجتماعی دو چیزی هستن که همیشه متضاد هستند. و نسبت عکس دارن...ولی نکته اینجاست که بنا بر نظر روانشناسان اجتماعی اعمال محدودیت برای بالفعل کردن بالقوه ها ضروری است....

مهسا

ازی تو داری هرز ميری به جون خودم بابا استعداد تو تا حالا کجا بودی حيف اين حکيم فرزانه که من ندونسته از دستش دادم.

Fariba

سلام.راستي غرب كدوم راهو رفته و پشيمونه كه خودش هم خبر نداره؟ !!

بينای کور

دوست خوبم..........فريبای عزيز.......پرسيدی که غرب کدوم راه رو رفته......... مشخصا منظورم آزادی جنسی هست..هرچند که آزی دقیقن منظورش آزادی های اینچنین نبود..ولی من به عنوان مثال همین آزادی جنسی که تقریبا در یک قرن و یا نیم قرن اخیر به این شکل عمومی در اومده رو بیان میکنم...شما که صاحب خرد هستید برید و در زمینه سایر آزادی ها تحقیق کنید..... الان سکس به صورت صنعتی در اومده که هر چند برای صاحبان اين صنعت درآمد وحشتناکی داره ولی قربانيان اون دخترهای مظلوم تين ايج هستند که مدت مصرف مخصوصی دارن....... تمام زندگی اونها به همين دوران تقريبا ده ساله جوونيشون که برای صاحبانشون کار ميکنن محدود ميشه......... شايد توی کشور ما تازگی ها زمزمه های از سکس اينداستری شنيده شده باشه ..مخصوصن با صدور دخترها به کشورهای شيخ نشين........حالا از اين حرفها بگذريم....که این یک مثال بود...در زمینه سیاست هم فکر نکنید که مردم خیلی آزادانه میتونن هر کاری میخوان بکنن.... اونجا هم شيوه های خاص خودش رو داره. پس ابتدا منظورمون رو از آزادی واضح کنيم...بعد دنبالش باشيم

احسان(پسرایرونی)

سلام آزی جان چه ميشه کرد ديگه خير سرشون مملکت اسلاميه..گند زدن با اين ....... خدا آخر عاقبت ما جوونارو که چشم و دلمون پاکه رو به خير کنه :) خوش و خرم باشی هميشه . فعلا بای بای

میتی

گل پر بدمزه اش می کنه که ...

hamid

پس وقتی انگورا رو ميريزی کف ماشين و بهت ميگم پچل ... بيراه نگفتم ... خوبه که خودتم اعتراف ميکنی... مطلبت در مورد دخترای ايرانی از قول اون بابای آمريکن هم کمی تا قسمتی قديمی بود ..........سعی کن يه خورده آپ تو ديت تر از اين حرفا باشی بابا .......آبرومونو بردی .......