وظيفه!!

* اولا که دنباله صعود به قله علم کوه رو بعدا تکمیل می کنم ولی قبل از اون می خواستم راجع به موضوعی که چند وقتیه که فکرم رو مشغول کرده بنویسم. می خواستم بدونم چرا اقایون فکر می کنند که خانه داری از وظایف لاینفک یک زن هست و حتی اگه زنی شاغل باشه و پا به پای همسرش کار کنه بازم این وظیفه از رو دوشش ساقط نمی شه و مرد در خونه هیچ کمکی نمی کنه و فوقش حداکثر لطفی که به زنش می کنه اینه که می گه خوب نرو سر کار ، من خودم از پس خرجی خونه بر می یام. ولی همه چیزی که زن توی کار کردن به دنبالش هست به غیر از استقلال مالی ،  حس مفید بودن در جامعه است و اعتماد به نفسی که توی کار کردن بهش دست می ده و صد البته از جامعه عقب نیفتادن و استفاده از تحصیلی که براش وقت و انرژی گذاشته. خیلی از زنان ما به خاطر همسرانشون از کار دست می کشند تا عمری رو توی خونه مردی به بچه داری و خانه داری سپری کنند. اون هم مردانی که معمولا به زنانشون به چشم برابری و احترام نگاه نمی کنند و کار در خونه رو از وظایف زن می دونند و تازه معتقدند که باید زن از این کارها لذت هم ببره!! اگه لذتی هست پیشکش خود اقایون ، تکلیف زنی که از این کارها لذت نمی بره چیه. زنی که پا به پای همسرش در بیرون کار می کنه و به همون اندازه توقع کمک و همراهی در خونه رو از طرف کسی رو داره که عنوان همسرش رو یدک می شه ، ازدواج یعنی تشریک مساعی در همه کارها و یاری دادن هم ، ازدواج (1) قرارداد و یا تعهدی است که به جز اخلاق هیچ پشتوانه محکم دیگه ای نداره ، نه مهریه های انچنانی نه قفل و تعهد هائی که در ابتدای زندگی داده می شه هیچ کدوم ارزشی ندارند اگه مهری نباشه ، زندگی که با محبت و همدلی و همیاری همراه نباشه فقط به درد از هم پاشیده شدن می خوره ، زندگی که دو فرد فقط و فقط مجبور به تحمل هم هستند و توی هیچ مساله ای با هم به تفاهم نمی رسند چه فایده ای داره. زندگی که زن فقط و فقط از مرد انتظار پول داشته باشه و مرد هم خواهان فقط یک خانه دار بی جیره و مواجب باشه که هیچ کاری بهش نداشته باشه ولی در عوض همه رفتار زن به اون مربوطه.  خیلی از ادمهای دور وبرمون به دنبال همین زندگی هستند. دنبال خونه ای امن و بی دردسر و احیانا  عیش و کوکشون هم برای بیرون از خونه. چه قدر از مردان دوست بازی که تفریح بیرون رو به خونه ترجیح می دهند. چه قدر از زنانی که از نبود شوهرانشون لذت می برند و از شوهر تنها چیزی که انتظار دارند پوله. حالا هر کسی یه نوع از زندگی رو ترجیح می ده ولی به نظر من که این نوع زندگی ها مسخره است. وقتی کسی رو نمی فهمی چه لزومی داره که عمری باهاش زیر یه سقف زندگی کنی. تنهائی زندگی کردن خیلی بهتر از همراهی کسیه که راهش با تو جداست. البته من منظورم این نیست که دو نفر در همه موارد به توافق برسند چون به هر حال انسانها با هم متفاوتند ولی تفاهم از اصول اصلی یک زندگی مشترک هست و درک موقعیت و وضعیت هم و نداشتن انتظارات بیجا از هم...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

(1) البته توی ازدواجهای نوع ایرانی این مشکل ها پیش می یاد چون بدون اینکه شخصی رو کامل بشناسی باید بهش جواب بدی و سریع زندگی رو با کسی شروع کنی که هیچ علاقه ای بهش نداری اینه که زندگیهامون این شکلی می شه.

 

** دوباره من کلاس اخلاق گذاشتم ها!!22.gif30.gif راستی ماهور جان یعنی چی این داستان ادامه داره؟؟؟ ما خودمون رو کشتیم یه قله صعود کردیم اونوقت تو می گی داستان... حداقل بگو داستان راستان!!04.gif

 

*** اقا این جسم بدبخت من زیر دست یه روح مزخرف افتاده که هر مشکلی براش پیش می یاد شروع می کنه به ازار جسمی!! جسمم و اون بدبخت رو از خواب و خوراک می اندازه ، هر اتفاقی که توی زندگیم بیفته چه خوب چه بد ، این بیچاره باید زجر کش بشه ، هی خودم رو می کشم تا بالاخره بعد از 1 ماه 0.5 کیلو چاق بشم یه دفعه در عرض یک هفته 2 کیلو کم می کنم!! ایشالله که این جسم مظلوم بی زبون زودتر بره زیر خاک تا یه نفس راحت از دست این روح مزخرف و بی قرار بکشه و یه خواب سیر بکنه ، اون روحه هم بره هر غلطی دلش می خواد بکنه....

 

**** اینم کیک عشق ، نوش جان...07.gif07.gif

 

/ 22 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بينای کور

خواهر عزیزم...تو مدتی نه چندان اندک است که پیرامون فمنیسم مینویسی.....من البته شاید با عملکرد بسیاری از مردان موافق نباشم که این حاکی از مرد سالار بودن جامعه است ولی همانگونه انتقادی بر زنان نیز وارد است......متاسفانه بسیاری از عقب مانده های ذهنی فکر میکنند که زن باید به مانند صدر اسلام در گوشه خانه به امر تربیت فرزندان بپردازد...در پاسخ به این متحجران باید گفت که البته این مسئله ای عرفی هست..به این معنی که حتی آن معصومی که سیره اش را به رخ زنان میکشند اگر اکنون می بود در چهارچوب عرف وشرع به وظایف بیرون از خانه میپرداخت....متاسفانه بسیاری که خود را متولی اسلام میپندارند دارای افکاری متحجر هستند...اما باید موضوع دیگری را نیز یاد آور شد...

بينای کور

آمدن زن به عرصه جامعه باید به سلامت اجتماع نیز لطمه نزند.....یعنی اینکه اگر زن در محل کار حضور می یابد چهارچوبهای شرعی اش را حفظ کند.... متاسفانه اغلب آنها که دم از شرایط ناعادلانه برای زن میزنند در هنگام حضورشان در جامعه ذهنیت متحجرین را تقویت میکنند. بدین معنی که ذهنیت آنها در بودن مفسده ای در آمدن زن به جامعه است... این به این معنی است که اگر شما هم میخواهید افکار فمنیستی تان پاسخی در دفاع از حقوقتان بدهد باید مواضع فکری خود را تقویت کنید و بهانه به دست متحجرین ندهید..چیزی که من بارها به تو گفته ام ولی تو به جای تلاش در جهت آن هر بار حرفهای خودت را در قالب مناسبتهای مختلف میزنی.....متاسفانه هنوز هدف صحیح از ازدواج برای بسیاری آشکار نشده است...

آزی

عمار عزیز شاید افکار من با گروهی که تو اون رو فمینیست می نامی در بعضی جاها یکی باشه ولی من خوشم نمی یاد که در هیچ گروهی جا داده بشم. چون وقتی خودت رو جزو گروهی بدونی ناچارا باید تمام عقاید و افکار انها را چه خوب چه بد قبول داشته باشی و خودت و عقایدت رو مطابق با نظریه های گروه پیش ببری. چیزی که من می نویسم ناشی از دید من نسبت به جامعه اطرافم هست (حالا چه درست چه غلط) و اعتراضی که نسبت به جایگاهم در این جامعه به عنوان یک زن دارم. شاید زبانی ساده برای نوشتن داشته باشم و تحلیلم فلسفی نباشه و از کلمات قلمبه سلمبه استفاده نکنم اما فقط این جور نوشتن رو بلدم. در مورد تقویت مواضع فکری با تو موافقم چون هر کسی در هر جایگاهی احتیاج به این عمل داره. در مورد حفظ شئونات هم با تو موافقم اما نه فقط در بین زنان که در بین مردان هم. کم نیستند مردانی که در محل کار به زن نه به عنوان یک همکار که به چشم یک طعمه سهل الوصول نگاه می کنند. اما با وجود این مردان باز هم دلیل بر این نمی شه که من همه مردان رو توی این گروه قرار بدم . در هر قشری انسان خوب و بد وجود داره اما هیچ وقت نباید عمل گروهی اندک به پای همه نوشته بشه. راستی از تولد ای

مهناز

سلام آزي جونم.....خوبي؟.....بابا يه كم تحويل...كجايي نيستي دلمون واست تنگ ميشه.....ممنونم....مهناز هميشه منتظرته....تا بعد...

mesle darya abi

سلام آزی .......آخه همه زنها که جنبه کار بیرون رو ندارن...قدرت خاصی می خواد آخه تو این جامعه وبه قول آقای عباسیان "بین اینهمه هموطن کثیف و احمق" سالم ماندن کار سختیه.. ..اگه زن نخواد و نزاره که ازش سو ء استفاده بشه حالا به هر عنوانی. آره واقعا حیف است که نخواد توانائیهاشو نشون بده و منفعل بمونه.. خیلی از زنها تو محیط کار فاسد شدند البته از نوع بی جنبه شان ..اگر همسر اونقدر به زنش اعتماد داشته باشه..یعنی به قدرتش و به پاکیش ..نباید این حق رو ازش بگیره...مگه حالا یه آشپزی و رفت و رو چی هست که مرد بخاطر این مسئله زنش رو از کار بیرون محروم کنه ؟؟؟

azy

دختر خوشگل دوست خوبم (مثل دريا ابی) مسخره است که به بهانه پاک موندن و ترس از جامعه بیرون انقدر زنها رو محدود کنيم. باور کن زنی که بتونه به همسرش خيانت کنه هر جائی می تونه اين کارو انجام بده. می خوای برات مثال بزنم از شوهرهايی که تمثيل غيرت بودند و زنانشون رو توی خونه حبس کرده بودند و بازم از طرف اون مورد خيانت قرار گرفتند. مرد بايد زن رو به زنجير بکشه اما با عشق. همونطور که يک زن همسر خودش رو با نيروی محبت و مهر به بند می کشه. اما اگه غير از اين باشه هيچ چهارديواری نمی تونه مانع خيانت اين دو به هم بشه....

مجی

سلام آزی خانوم ممنون که به بلاگ بنده سر زدی بنده جند روزی ميشه که آپديت کردم خواستين به بنده يه سر بزنيد خوشحال می شم...در مورد اين موضوعی که نوشته بودی با يد بگم که اين مشکل متاسفانه توی جامعه ی ما وجود داره که اين مشکل فکر نکنم به اين زودی ها از بين بره خوب دوست عزيز بازم به ما يه سر بزن خوشحال می شم پس فعلا به اميد يدار...

مژگان

از اين جور زندگی ها متنفرم خانومه خيالش راحته که يه مهر تو شناسنامه اش هست ويه سايه بالای سرش آقا هم دنبال يل للی وتل للی خودش..(درست نوشتم ؟) فقط يه اسم اضافی تو شناسنامه ويه پز خالی که شوهر دارند ويا زن گرفتند....در مورد وزن اضافه کردن شايد ژنتيکت اينطوری...ولی خواب بعد از ناهار وفراموش نکن ويکی هم سيرينی بعد از هر غذا وچند وعده غذا خوردن ...موثره

سینا

خودت هم خوب نوشتی که هر دو طرف بايد بفهمند. یکی می گه همین که شوهرم پول طلاهام رو می ده برام کافیه. یکی می گه همین زنم تو خونه باشه من بیرون حالم رو بکنم...... زيبا يارتان.