کتاب هفته

 تراژدی آمریکائی (دوجلد)<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

نویسنده: تئودور درایزر

مترجم: سعید باستانی

انتشارات هاشمی

قیمت: 9500 تومان

 

وقتی پیرمرد فروشنده اشتیاق منو نسبت به کتابهای روی میز مشاهده کرد این کتاب رو پیشنهاد داد و گفت کتاب بینظیریه که ارزش خوندن داره، ولی با یه نگاه به قیمتش منصرف شدم و سراغ دو کتاب دیگه رفتم ولی بعد از حدود سه ماه نتونستم به وسوسه خوندنش غلبه کنم و به ناچار دوباره رفتم سر وقت کتابفروشی مورد علاقه ام که نرسیده به میدان ولیعصره و بعد از گشت و گذاری توی کتابهایی که از زمین تا سقف چیده شده اخر سر همین کتاب رو انتخاب کردم، چیزی که منو مشتاق تر کرده بود نوشته روی جلد این کتاب بود که کتاب رو یکی از ده رمان بزرگ قرن بیستم معرفی می کرد، به ته مونده های شکم غلبه کردم و حاضر به خرید کتاب شدم، خدائی هم کتاب خوبی بود و از خریدنش پشیمون نشدم ولی اگه شما قصد خریدش رو دارید بهتون پیشنهاد می کنم کسی رو ترغیب به خریدش کنید و بعد به عنوان قرض بخونید چون یه خورده که نه خیلی گرونه.03.gif

 

این کتاب به زندگی آمریکائی های قرن 20 می پردازد و داستان پسری که در رنج و فقر و محرومیت بزرگ شده و عطش و تمایل او به ثروت و شهرت و شهوت، چیزهای که سرانجام به گرفتاری او منجر می شود. چیزی که برام خیلی جالب بود این بود که بعضی وقتها از خلال اندیشه های این نویسنده و از خلق و خوی و رفتار و طرز تفکر شخصیت های که خلق کرده یه چیز خیلی اشنا توی مغزم جرقه می زد و بعد با حیرت به شباهت رفتارهای این شخصیتها با جوانهای امروزی خودمون پی می بردم البته نه به این افسار گسیختگی که با این سرعت جنون امیزی که در پیش گرفتیم خیلی هم بعید نیست به اونجا برسیم و جالبتر تاثیری که محرومیت در پیدایش این سرنوشت می زنه. شاید هیچ چیز بدتر و مخربتر از محرومیت اجباری و تعصبانه و کورکورانه نباشه، پدر و مادری سختگیر و متعصبی که در پیدایش سرنوشتی که هم گریبانگر دختر و هم پسرشون شد چندان بی تقصیر نبودند، کسانی که قصد گذشتن از همه لذات دنیوی چه مشروع چه نامشروع رو داشتند و قصد تحمیل این عقیده به فرزندانشون ناگهان از عصیان پسر و دختر خودشون حیران زده و مبهوت شدند و زمانی پی به اشتباهشون بردند که دیگه دیر شده بود. (دقیقا مشابه این رفتار را می توان در بعضی از خانواده های ایرانی پیدا کرد)

 

شاید یکی از دلایلی که باعث شده نویسنده به این زیبائی این زندگیها و این تفکرات رو به رشته تحریر در بیاره این بوده که خودش هم در خانواده ای بسیار فقیر بزرگ شده و طعم محرومیت ها و سختی ها رو کشیده. به هر حال خوندن این کتاب خالی از لطف نیست و ارزش یک بار خوندن رو داره.

 

البته من قصد داشتم با این پول یه بلوز برای خودم بخرم که با جمله معروف لباس بهتر است یا علم راه خودم رو انتخاب کردم و گول شیطون رو نخوردم و به راه مستقیم که همون علمه حرکت کردم!!09.gif و طبق معمول هم فروشنده اغفالم کرد و یه کتاب دیگه هم معرفی کرد و کلی ازش تعریف کرد و منم که ساده اونم خریدم!( کورش نامه، نویسنده: گزنفون، مترجم: رضا مشایخی) و صد البته وقتی رسیدم به خونه به مامانم با قیافه معصومانه21.gif گفتم بلوزی که دوست داشتم پیدا نکردم و حرفی از خرید کتاب هم نزدم و سریع با کتابها چپیدم توی اتاقم، البته دروغ هم نگفتما چون اصلا دنبال خرید نرفتم و یه راست رفتم توی کتابفروشی.04.gif

 

 ** درا جان مرسی راستی بچه ها ديديد وبلاگم دوساله شد و اصلا من خبردار نشدم. چندم بود؟ فکر کنم توی مهر ماه بود. بعد من می گم اين بچه بيچاره انگاری سرراهيه بگيد نه. 02.gif البته ماهی رو هر وقت از اب بگيری تازه است. کوچولوی نوپای خوشگلم دوسالگيت مبارک باشه.07.gif 

 

/ 7 نظر / 5 بازدید
ماهور

سلام ... راستش من هم به اين کتاب فروشی زياد سر ميزنم ولی خوشبختانه من گول اون آقاهه رو زياد نمی خورم ! يادمه يه بار رفته بودم يه کتاب از اونجا بخرم آقاهه انقدر در مورد يه کتاب ديگه اصرار کرد که آخرش من با خجالت ازش عذر خواهی کردم و اومدم بيرون ! البته ديگه بعد از اون روز ديگه به من اصرار نمی کنه .... راستی حالا که کتابو خريدی بد نيست بدی ديگرون هم بخونن ازش لذت ببرن : )

Dra

دوباره تولدت مبارك.اميدوارم اونقد خوب باشي كه نوه هات جشن n ام وبلاگت رو جشن بگيرن.

koozeh

سلام. از اينکه سر زده بودی ممنون. فکر کنم از کتابفروشی هاشمی اين کتاب رو خريدی :) ۵-۶ سال پيش هم دقيقا همين جوری من از اون جا همين کتاب رو خريدم :) من هم عاشق اون کتابفروشی بودم.

m

کوچولوی نوپای خوشگل!!!:))

azy

ام عزيز حکايت همون سوسکه است که بچه اش از ديوار بالا می رفت گفت قربون دست و پای بلوريت!! ( از اون دندونای مسنجری)

azy

ماهور جان باور کن انقدر کتابهای من اينطوری به سرقت رفته (يعنی قرض می گرفتند که بخونند بعد همراه با کتاب ناپديد می شدند!‌) که من پشت دستم رو داغ کردم کتاب به هيچ کس قرض ندم. اخرين سرقت کتابم هم کتاب بچه های نيمه شب رشدی بود که با هزار مکافات گير اورده بودم و توی رودروايسی دادم به استاد نازنينم که دقيقا از جلسه بعدش ديگه نيومد!!

ماهور

سلام ... هاهاهاها مثل اين که کتاب بهانه خوبی برای فرار از دست شماست : ))