برگرفته از فیلم شیدا

خوب خوبم

هیچ دردی ندارم

اینجا سرزمین غریبی است

نمی توان آن را شناخت

بایدآن را زندگی کرد

دلم می خواهد همیشه اینجا بمانم

عطر بهار نارنج درباغ بیداد می کند

نمی بینمش

امّاصدایش مرا با خود می برد

عاشقم می کند

دلم تنگ است

دلم برای دیدنش تنگ است 

کی رخ می نماید ؟

نمی دانم

***

آن هنگام که عطر بهار نارنج در آن کلام مقدس پیچید 

من تورا از پشت چشمان بسته ام دیدم

خوبی های تو را و لطف تو را

بهار نارنج را به نسیم بسپار

و اگر خواسته ام را خواستی کتاب را به نشانه ی عهدی میان ما با خود ببر 

 و گرنه بماند 

/ 3 نظر / 111 بازدید
...

...

حسین

سلام ممنون، دنبال این جملات بودم، نه برای کار خاصی، برای ذهن دلتنگ خودم. ممنون که گذاشته بودیش نوروز 90مون مبارکمون ؛)

فاطمه

[گل]