عقايد مخالف

* توی مطلب قبلیم یک اشتباه شرم آور کردم08.gif که جناب شیخنا حامد (دامه البرکاته29.gif) تصحیح فرمودند :<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

"ببين دخترم!! محرم نسبی مربوط به روابط خونی(فاميلی)مثل دايی وخاله و..محرم سببی به سبب ازدواج هست مثل مادر زن و...محرم رضايی هم به سبب شير دادن طی شرايط خاص برقرار می شه..."

 

دستت درد نکنه پدر جان04.gif ، ایشالله خدا شما رو از ما نگیره ، وجود علمائی مثل شما چراغ هدایتی است برای ما گمراهان ، ولی خدائی فقط حامد فهمید ها بقیه اتون مثل من نمی دونستید یا احتمالا هیچ کدومتون مطلب رو نخونده بودید و یکراست به سراغ کامنت رفته بودید. 03.gif

 

دیگه اینکه دوست جدید و خوبم نیوشا که مسیحی هستند گفتند که ما توی دینمون همچین چیزی نداریم. بببینم پس محرم رضایی (نه سببی) فقط مختص اسلام هست؟

 

** دو سه سال پیش یه استاد روزنامه نگاری داشتم که خیلی دوستش داشتم (کلاس به صورت متفرقه بود)  انسان بسیار باهوش و دانائی بود و البته هست ،  یکی از تحقیقاتی که باید انجام می دادیم در مورد روزنامه ها بود ، به بچه ها گفت که هر کدوم روزنامه ای انتخاب کنند که من هم بنا به رویه ام یکی از روزنامه های چپی رو انتخاب کردم (که الان درش تخته شده) ، از هر کدوم ار گروهها می پرسید که چه روزنامه ای رو انتخاب کردید  و توی لیست وارد می کرد موقعی که به گروه ما رسید بدون اینکه از من بپرسه گفت برای گروه شما کیهان رو وارد کردم ، من یه لحظه بهت زده بهش نگاه کردم و گفتم ولی من از این روزنامه متنفرم ، گفت دلیلی نداره از چیزی خوشت بیاد و بعد بری سراغش ، اینم از روی قصد بهت دادم.

خلاصه کلی باهاش جروبحث کردم ولی کوتاه نیومد که نیومد ، اینه که به اجبار مجبور به تحقیق درباره کیهان شدیم ، به مدت چند هفته تمام روزنامه هاش رو زیر و رو کردیم و حتی به محل دفتر این روزنامه هم رفتیم ، البته اینم بگم که وارد شدن به این محل خیلی کار سختیه و هر کسی رو هم راه نمی دهند ما هم اگه یک پارتی دم کلفت نداشتیم نمی تونستیم وارد بشیم و حتی مصاحبه انجام بدیم  ، توی مدتی که درباره این روزنامه تحقیق می کردیم خیلی چیزهای جدیدی یاد گرفتم که قبلا نمی دونستم به طوریکه الان خیلی خوشحالم که استاد این روزنامه رو به اجبار به گروه ما داد ، البته موضعم نسبت به این روزنامه تغییری نکرد کمااینکه اکثر کارمندهای کیهان هم از دست روسای خودشون دل خوشی نداشتند و موضع اونها رو تائید نمی کردند  ، اما تحقیقمون هم نسبتا خوب از اب در اومد و بین گروهها اول شد ، فقط خواستم اینو بگم که بعضی وقتها ادم اگه سراغ چیزهایی بره که باهاشون مخالفه و هیچ سنخیتی با افکارش نداره خیلی بهتره تا اینکه سراغ مسائلی بره که براش به عنوان یک اصل پذیرفته شده چون کلنجار با عقاید متفاوت و حتی ضد ادم رو پخته تر می کنه و باعث می شه که فکر بازتر بشه.

 

*** دوباره توی مطلب قبلیم یه چیزی در مورد یه کسی نوشته بودم که پاک کردم فکر کنم فقط خودش هم فهمید. این توضیح هم برای اونه ،

 

 من به خاطر بد اومدن از کسی مطلبی رو پاک نمی کنم موضوع سر این بود که فکرکردم شاید شما از شوخی خوشتون نیاد و خیلی بهتون برخوره!! (اشتباه کردم؟؟ می دونم که خیلی ناراحت شدی) دوست ندارم اینجا کسی رو ناراحت کنم ، خودم هم فکر نمی کردم و اصلا قصدم نبود که اینجا کسی ناراحتم کنه ولی همون طوری که بهتون گفتم شاید من بیشتر از اینکه با عقلم کار کنم احساساتی هستم (الان دوباره شما همین رو بل بگیرید و بگید ...) به هر حال کاری به این چیزا ندارم ، دارم سعی می کنم که دیگه اصلا حرفهای دیگران روم تاثیر نذاره و به خاطر عقابد دیگران ناراحت نشم ، به قول معروف عیسی به دین خود  آزی هم به دین خود.

 

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناصر

درود بر شما اولين بار است که مطالبت را ميخوانم و بی تعارف از سبک نوشتن ساده و خودمانی ات لذت بردم و با اجازه ميخواهم که يک فضولی کوچولو هم در مورد نکته حامد عزيز در مورد مبحث محرميت بکنم و آن اينکه اينگونه محرميت رضاعی خوانده ميشود و نه رضايی .ببخشيد فضولی کردم.نيوشا هم درست گفته ما در مسيحيت همچين چيزی نداريم يعنی اصولا از اين دست احکام و قوانين نداريم چون مسيحيت شريعت نيست و فقط ۲ قانون کلی دارد .اول پرستش خدا با تمام دل و جان و نه از روی ترس و اجبار و دوم محبت به ديگران آن هم بدون قيد و شرط و بدون توقع.به خدا مبسپارمت.

Fariba

آزی جان خيلی با نمك ، می نويسی، معلومه آدم بسيار دوست داشتنيی هستی،من با خووندن مطالبت كلی می خندم.

hamed

سلام آزی جون يه آپ ديت کردم(ديدار من و عمار) سر بزن

hamed

می بينم که اسم ما رفته رو اینترنت و معروف شديم(از اون عينکا)..مگه اين عمار رو نبينم همين طوری که به فکر ما نيست اومده اينو خونده ما رو دعوت کرده حالشو ميگيرم..بابا شما اين آقا سقراط ما رو ببخش...

samad

سلام من زنده ام ها.!! سر بزن ی ها اگه وقت کردم و غم نون گذاشت آپدیت هم می کنم......ضمنا انگوری که سهله.... سقراط در آن مقام دچار عارضه پشم ريزی شود ....درد بی درمان مرا اطبا حاذق جز به تاهل و اختيار کردن متعلقه !! نمی دانند.در آن حوالی دختر خوب و نيکو يافت می نشود؟؟؟ به جز خودتان!!!

gholi

آخرش ختم به خيره

hamed

سلااااااااااااااااااام.. آزی جون خيلی خنديدم ..کامنتت خيلی تبيست بود اما من مگه چمه؟..باب ما هم ظرفيتمون زياده(از اون عينکا)در ضمن خيای چيز ها رو ياد گرفتم...از بحث استفاده می برم...در مورد توصيف خودم که خودستانی کار بديه (از اون دندونا)عمار بايد بنويسه ديگه...تی فدا

ArAsH142

سلام دوست عزيز من بازگشتم به اينتر نت دوباره به من سر بزن

jahan/جهان

سلام .. حال شما؟ باور چند بار اومدم بلاگت ولی هر بار خواستم کامنت بذارم نشد .. اوضاع شبکه ما بهر ريخته بعدشم من که پسورد بلاگی که طراحی کرده بودم واست فرستادم که قالب را از توی اون برداری ... اگه هر خواستی تغييراتی بدی بهم بگو ........

hadi

به من هم سر بزن دوست عزيز