انتخاب

* خداییش 

همه ما توی زندگی امون دردهای داریم که عین خوره در انزوا روح را آهسته در انزوامی خوردومیتراشد. اين دردها را نمیشودبه کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين  دردهای باورنکردنی راجزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارندو اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری وعقايد خودشانسعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند. (به نقل از کتاب بوف کور)

 حالا یکی (صادق هدایت) این عقیده را داره :

زیرابشرهنوز چاره و دوائی برايش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشیبتوسطشراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولیافسوسکه تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدتدردمیافزاید.

و یکی دیگه (نیچه)

دردی که نتونه تو رو بکشه باعث قوی تر شدنت می شه.

و این وسط ماییم، ادمهایی که باید تصمیم بگیریم کدوم راه رو انتخاب کنیم. تفاوت انسانها از تعیین راهشون معلوم میشه. تفاوت من و تو فقط و فقط توی راهیه که انتخاب می کنیم.

** به خاطر دعاهای کلاغ های پارک شهر من توی امتحانی که داشتم قبول شدم. اول مهر می ریم مدرسه. جیبام پر از فندوق و پسته. می رم مدرسه می رم مدرسه. موشموشک من می خوره غصه . که نمی تونه بره مدرسه. که نمی تونه بره مدرسه...

غصه نخور موشموشک عزیزم برای درس خوندن برو پارک شهر حتما حتما قبول می شی. 04.gif

/ 7 نظر / 6 بازدید
دکتر مجتبی کرباسچی

صاحبدلان این سایت مجموعه گرد آوری اشعار عارفانه و عاشقانه شعرای قدیم وجدید است منتظر دیدار شما هستیم واین بار با " لیلی و مجنون " منتظر حضور سبز ونظرتان هستیم دکتر مجتبی کرباسچی

ماهور

همش همين خانوم دکتر ؟!‌ :) نه خير بايد يه وقت رايگان هم بهم بدی !

مژگان

ميدونی با نظری که برام گذاشتی کاملا موافقم...هرچند که تا بحال اشتباه فکر يم کردم .می ديدم من که باديگران برخوردم خوبه واصلا شوخی هم نمی کنم وسنگين رنگين می شينم ولی ديگران ازدروديوارخونم بالا ميرن يا در يخچال وباز می کنن وخودشون برای خودشون ميوه برميدارن ويا کارهای بد ديگه ـ باوجودی که من پذيرايی کردم ـ بعد می فهمم که نبايدبه ديگران رو بدم

مژگان

ميدونی گاهی هم ديگران به کل نفهم تشريف دارن هرچی من يه کارری رو انجام نميدم تا طرف مقابل هم بفهمه واون کاررو انجام نده نميشه که نميشه...به اين نتيجه ميرسم که از همون اول هرچی گنددماغتر از خودرازی تر باشم ديگران بيشتر دست وپاشونو جمع می کنن

tohid

ma ye zamani mikhastim berim parke shahr dars bekhonim ye bande khodai be ma goft onja pore dojensie , kholase ma baz raftim http://hamcheraghi.persianblog.ir

مژگان

در هر صورت بازم به اين نتيجه می رسم که عيب از خودمه که نمی تونم بين اين حس مردم دوستی ورفيق بازی شديدم يه تعدل برقرار کنم که هر کون نشوری يه چرتی نگه!....يه عده هم که فقط چون دستشون به گوشت نميرسه می گن پيف بو می ده! يعنی نه تنها مخالف نيستن بلکه موافق شديد هم هستن فقط چون شرايطشونو ندارن ازش بد می گن ....حالم از همشون بهم ميخوره....مردم کوته فکر

فاطمه

سلام خانومی...آزی جونم مبارک باشه...مرسه رفتنت...ببينم وقت ويزيت من هنوز محفوظه!!!