بالاخره با هم سازگار شدیم.

چند هفته پیش متنی راجع به خرید عطر نوشته بودم که نظرم را پس می گیرم. حالا که چند روزیه باهاش همخونه شدم و به اخلاق و خلقیات هم وارد شدیم، کم کم داره بینمون یه دوستی شکل می گیره و حالا دیگه از بودن در کنار هم لذت می بریم. به قول دوستی "حالِ ما آدم ها با خودمون شوخی میکنه، گناه عطری که همیشه جدیه چیه!" که با قسمت اول اش هستم ولی قسمت دوم رو موافق نیستم. عطر من، تابع بوالهوسی های کودکانه منه و بوش به فراخور حال من فرق می کنه و با هوس هام خودش رو تطبیق می ده. بعضی وقت ها بوی مُشک وحشی ازش به مشامم می رسه و زمانی بوی گل های باغ های هزار و یکشب. خلاصه که اگه همینطوری پیش بره زندگی و پایان خوشی رو برای دو تاییمون تصور می کنم. :دی

/ 6 نظر / 7 بازدید
نازبانو

به به چه بوی تفاهمی به مشام میخوره[گل] خانم تغییرات وبلاگتونم که آفردیتی آرتمیسی شده که[چشمک]

Ati

با اجازت لینکت کردم ازی جان :) خوشحالم که اوضاع خوب داره پیش میره واست :*

نازبانو

گورای وجودتف اصلا آفردیت برای لذت بردن از هر لحظه از زندگیه دوست خوبم[گاوچران]

محمد

گاهي اين تفاهم ها فصليه؛ ممكنه با تغيير فصل ازش خسته بشيد!!!

شادی

آخی..... چه بامزه..... غیر از عطر کلا خیلی چیزا بر طبق حال و هوای ما عوض میشه ....[لبخند]